تبليغاتX
بیم موج

 

از شجاعت ايشان،

 

مردم يزد هم شجاعت يافته بودند

 

 

... در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي شهر يزد به يکي از پايگاههاي اصلي انقلاب مبدل گرديد. چهلم شهداي تبريز در فروردين ماه سال 1357 در اين شهر برگزار شد که خود يکي از عوامل شعله ور شدن آتش انقلاب اسلامي بود. همه اين اقدامات به محوريت و برکت وجودي آيت الله صدوقي صورت مي‌گرفت و اشراف و احطه ايشان به امور شهر به نحوي بود که مي‌توان گفت که "يزد مدتها قبل از سقوط رسمي رژيم در 22 بهمن 57 سقوط کرده بود."

 

... حضرت آيت الله خامنه اي که از دوستان و همرزمان آيت الله صدوقي در عرصه مبارزه با رژيم پهلوي بوده اند ماجراي نفوذ و تسلط ايشان بر شهر يزد را چنين توصيف مي‌کنند:

«اواخر سال 57 شايد آبان و آذر بود که من از تعبير برمي‌گشتم، سر راه که به يزد آمدم، وقتي رفتم مسجد ايشان ديدم گويا اينجا جزء محيط کشور ايران نيست و در مسجد ايشان خيلي آزاد اعلاميه هايي را به ديوار زده بودند و مردم مي آمدند مي خواندند، در صورتي که اين اعلاميه ها فوق العاده تحريک آميز بود ... مثلا طريقه ساختن کوکتل مولوتوف و نارنجک دستي را براي مقابله با عوامل دستگاه حکومت به ديوار زده بودند و مردم هم خيلي راحت مي‌آمدند و مي‌خواندند و جالب اين است که کسي هم جرات نمي‌کرد برود در مسجد ايشان و اينها را بردارد. خود آن بزرگوار هم هر شب به مسجد مي رفت و جمعيت بسيار انبوهي را که در مسجد جمع مي شدند با بيانات خودش ارشاد مي‌کرد و مطالبي را عليه دستگاه و عليه مقامات دستگاه صريحا مي‌گفت و لذا بود که از شجاعت ايشان مردم يزد هم شجاعت پيدا کرده بودند.« (11/5/61) ...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در شنبه 1387/04/08 ساعت 20:21 | لینک ثابت |

 

وقتي در جلسه بهشتي بود،

 

خاطرت آسوده بود

 

 

يکي از مهمترين مسائلي که پس از پيروزي پيش روي انقلابها قرار مي‌گيرد, ضرورت وجود کادرهاي توانا, کارآمد, متعهد و انقلابي است که بتوان مسئوليتها را با اطمينان کامل به ايشان سپرد. در اين ميان به خاطر شرايط سخت انقلابي و نبود فرصت لازم و ساختار مناسب جهت شناخت و گزينش افراد, فرصت‌طلبان با تظاهر به انقلابي‌گري در صدد آن بر مي‌آيند تا با نفوذ در لايحه‌ها و سطوح مختلف انقلابيون مسئوليتهاي کليدي را برعهده بگيرند. انقلاب اسلامي نيز از اين فرآيند مستثني نبود.

 

* * *

آيت الله خامنه اي از همراهان و ياوران آن شهيد بزرگي که زمان آشنايي اش با شهيد بهشتي به سالهاي دهه 30 مي رسد درباره برخي از ويژگيهاي ممتاز شخصيت دکتر بهشتي چنين مي گويد: «او داراي فکر بلندي بود، مغز قوي و فعالي داشت، علاوه بر اين داراي اراده و روحيه ممتازي بود، بر خود و احساسات خويش شديداً غالب بود، يک فرد بيشتر متفکر بود تا احساساتي، اگر چه گاهي اوقات احساسات او هم يک جمعيت ميليوني را به جوش مي آورد... از جمله خصوصيات آقاي بهشتي اين بود که کارها را از بنيان شروع مي کرد، با رژيم هم که مبارزه مي کرد، مبارزه اي بنياني بود... همه چيز را مي شد روي دوش او گذاشت و در همه مشکلات مي شد به فکر او متکي شد. ... وقتيکه انسان يک فکر و شورايي را مي‌کرد و يک کاري را مي‌خواست اقدام بکند و مي‌ترسيد که مبادا گوشه اي از آن عيب پيدا بکند وقتي در جلسه بهشتي بود آدم خاطرش آسوده بود.»

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در پنجشنبه 1387/04/06 ساعت 20:32 | لینک ثابت |

 

خيانت يا برائت بني صدر

 

 

روزهاي پاياني خرداد ماه 1360 يکي از حساسترين مقاطع تاريخي انقلاب اسلامي است که انقلاب توانست يکي از سختترين بحرانها را از سر بگذراند و گام ديگري را در مسير تحقق اهداف و آرمانهايش بردارد و آن حذف و کنارگذاشتن عناصر نفوذي و منافقين از دستگاههاي اجرايي کشور توسط مردم و ملت حزب الله بود.

در 20 خرداد ماه 1360 بني صدر از جايگاه فرماندهي کل قوا به فرمان حضرت امام(ره) کنار گذاشته شد. روز 30 خرداد ماه نمايندگان ملت در مجلس شوراي اسلامي راي به عدم کفايت بني صدر براي تصدي جايگاه رياست جمهوري دادند و فرداي آن روز بني صدر به فرمان حضرت امام(ره) عزل گرديد. همچنين گروهک منافقين نيز همسوي با بني صدر اقدام مسلحانه خود عليه انقلاب اسلامي را از روز 30 خرداد ماه آغاز کردند.

در اين بين از بني صدر مي توان به عنوان چهره محوري اين حوادث ياد کرد. سوالي که در اين مقال بدنبال ارائه پاسخي براي آنيم اين است که بني صدر که بود و چگونه توانست به عنوان اولين رئيس جمهور جمهوري اسلامي انتخاب شود و چگونه در خط مقابله با انقلاب قرار گرفت؟ و پاسخ به سوالي که امروز بار ديگر در سطح مطبوعات و رسانه ها مطرح گرديده است که آيا بني صدر خائن بود يا خير؟

 

* * *

بنی صدر: وقتي نماينده عفو بين‌المللي را آوردند به دفتر من، به او چهار صد عكس از انواع شكنجه‌ها را دادم تا آنها را نگاه كند و گفتم: «هيچ ملاحظه مرا نكنيد و فقط نگوييد كه اين عكس‌ها را از من گرفتيد. ولي در خارج بگوييد كه اين شكنجه‌ها هست. براي اينكه، من مي‌خواهم شكنجه تعطيل بشود. ولو در خارج بگويند كه دولت از جمله من كه رئيس‌جمهور آن هستم، اين مسئله‌اي نيست. مسئله اين است كه بايد اين بساط تعطيل بشه.

 

* * *

آیت الله خامنه ای: من نامه‌اي نوشتم به آقاي بني صدر و در آن اتمام حجت کردم و گفتم که من از کي به شما مي‌گفتم و امروز خرمشهر خونين شهر شده است و هنوز سقوط نکرده که اين نامه را نوشتم. اين نامه در مرکز اسناد سري مجلس شوراي اسلامي و هم چنين در بايگاني شوراي عالي دفاع موجود است. همان وقت سپردم به همه اينجاها که اين نامه جزء اسناد تاريخي بماند. گفتم من اتمام حجت مي کنم و شهر سقوط خواهد کرد و نوشتم اين واحدهايي که من مي گويم بايد بفرستيد ولي اعتنايي نشد و خرمشهر با وجود مقاومت دليرانه اي که عناصر رزمنده داخل مسجد جامع مي‌کردند تاب مقاومت نياورد و عراقي ها از چند سو وارد شهر شدند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در جمعه 1387/03/31 ساعت 22:52 | لینک ثابت |

 

دو یار دیرین: چمران و خامنه ای

 

 

تحصيلکرده مدرسه البرز و دارالفنون, در بازار آهنگرها واقع در خيابان پانزده خرداد تهران در سال 1311 متولد شد و سالها بعد در دانشکده فني دانشگاه تهران در رشته الکترومکانيک خوب درس خواند تا بتواند به عنوان شاگرد اول با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريکا اعزام شود و پس از تحقيقات‏ علمي در جمع معروف‏ترين دانشمندان جهان در دانشگاه کاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريکا - برکلي- با ممتازترين درجه علمي در رشته دکتراي الکترونيک و فيزيک پلاسما حاضر گردد. اما اين تنها يک منظر از زندگاني دکتر مصطفي چمران است...

 

* * *

شهيد چمران از هنگام ورود به ايران با آيت الله خامنه اي ارتباط نزدیکی داشت و اين دو در امر دفاع مقدس و شوراي عالي دفاع همکاري تنگاتنگي داشتند. اولين آشنايي و مواجه اين دو نيز به مسائل نظامي بر مي‌گردد که آيت الله خامنه اي از آن روز چنين ياد مي‌کند:

«کميته‌اي در نخست وزيري تشکيل شد که درباره مساله ارتش بحث و مشورت کند و در مواردي هم تصميم گيري مي‌کرد که من و ايشان هر دو عضو اين کميته بوديم. در بدو تشکيل اين کميته اولين روزي که ايشان دعوت شده بودند, من وارد شدم و قيافه مهربان و صميمي و متواضع و دوست داشتني چمران را اول بار در آنجا ديدم... وقتي نشستم ديدم مثل اين که او هم با من آشنا بوده و خيلي زود احساس کردم که يک انسان اهل ذوق و معنويت و علاقمند به هنر و هنرمند است, چنانکه در همه حرکات و سکنات او اين حالات محسوس بود»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در دوشنبه 1387/03/27 ساعت 9:41 | لینک ثابت |
 

ناشناس چون گذشته

 

به بهانه اول خرداد 1362 سالروز عروج مسیح کردستان شهید محمد بروجردی

در اتاقي كه جلسه شوراي انقلاب برگزار مي شد، آيت الله مطهري ، آيت الله بهشتي و آيت الله مفتح كنار يكديگر نشسته بودند. آيت الله طالقاني و مهندس بازرگان و نيز اعضاي كادر مركزي سازمان مجاهدين هم حضور داشتند. مهدي ابريشم چي و موسي خياباني كه تازه از زندان آزاد شده بودند، كنار رجوي نشسته بودند، البته دكتر باهنر نيز حضور داشت.

آيت الله مطهري ابتدا آيه‌اي خواند و سپس موضوع اصلي بحث را مطرح كرد. از صحبت هاي او مشخص بود كه امام به شوراي انقلاب مأموريت داده تا با توجه به شرايط داخلي در مورد حفاظت تصميم گيري نمايند و آن روز قرار بود تكليف اين مسأله روشن شود.

آيت الله مطهري نگاهي به جمع انداخت و گفت :  ما دو طرح پيشنهاد داريم، هر دو مطرح و تصميم نهايي گرفته خواهد شد. سپس رو به مسعود كرد و گفت: ما آماده هستيم طرح شما را بشنويم...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در سه شنبه 1387/02/31 ساعت 12:11 | لینک ثابت |

 

حزب‌اللّهی غیورِ شاهنامه!

 

به بهانه 25 اردیبهشت, روز بزرگداشت فردوسی

 

 

در میان صاحب سخنان آسمان ادب فارسی، بی شک فردوسی ماه تابناکی که پرتو آن تا به امروز روشنگر عرصه ادبیات این سرزمین بوده است. حکیم ابوالقاسم فردوسی که او را بزرگترین شاعر دوره سامانی و غزنوی می‌توان نامید، در طبران طوس به سال 329 هجری بدنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و در آن ولایت مکنتی داشت. از احوال او در عهد کودکی و جوانی اطلاع درستی نداریم؛ اینقدر معلوم است که در جوانی از برکت درآمد املاک پدر به کسی محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهیدستی افتاده است...

 

* * *

حضرت آیت الله خامنه ای نیز که خود از صاحبنظران در عرصه ادبیات و هنر این سرزمین است، طی سخنانی در وصف شاهکار جاودان فروسی و شخصیت برجسته شاهنامه: «اسفندیار» چنین می‌فرمایند:

« حقیقت قضیه این است كه فردوسی یك حكیم است؛ تعارف كه نكردیم به فردوسی، حكیم گفتیم. الان چند صد سال است كه دارند به فردوسی، حكیم می‌گویند. حكمت فردوسی چیست؟ حكمت الهی اسلامی.

شما خیال نكنید كه در حكمت فردوسی، یك ذره حكمت زردشتی وجود دارد. فردوسی آن وقتی كه از اسفندیار تعریف می‌كند، روی دینداری او تكیه می‌كند. می‌دانید كه اسفندیار یك فرد متعصبِ مذهبی مبلّغ دین بوده كه سعی كرده پاكدینی را در همه جای ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزب‌اللهی‌های امروز خودمان است؛ آدم خیلی شجاع و نترس و دینی بوده است؛ حاضر بوده است برای حفظ اصولی كه به آن معتقد بوده و رعایت می‌كرده، خطر بكند و از هفت‌خان بگذرد و حتّی با رستم دست و پنجه نرم كند. وقتی شما شاهنامه را مطالعه می‌كنید، می‌بینید كه فردوسی روی این جنبه‌ی دینداری و طهارت اخلاقی اسفندیار تكیه می‌كند...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در دوشنبه 1387/02/23 ساعت 13:49 | لینک ثابت |
 
business article