ميرحسين در دو راهی سعادت و شقاوت؟!
وقتي ماجراي استعفاي نخست وزير در سال 1367 را از لابلاي برگههاي تاريخ بررسي ميکرديم، باور و فهم اين مساله که ميرحسين چگونه به يکباره استعفا داده، بدون آنکه در اين امر خطير با حضرت امام(ره) و يا ديگر مسئولين نظام مشورت و هماهنگي نمايد، سخت مينماياند. بررسي اين مساله که شباهت بسياري با اقدام مصدق در 25 تيرماه سال 1331 دارد، نيازمند بررسي روانشناسانه شخصيت ميرحسين دارد که ابعاد آن براي نسل سوم انقلاب به سختي امکان پذير بود، چرا که سکوت و انزواي 20 ساله ميرحسين و پرهيز از ورود به عرصه سياست بعد از آن ماجرا, شناخت عيني و دقيق از ايشان را عملا غيرممکن کرده بود.
اما حوادث اتفاق افتاده در اين روزهاي پرماجرا، عملا امکان شناخت را محقق ساخت و پاسخ بسياري از سوالات و ابهامات در مورد ميرحسين را آشکار نمود...

متاسفانه ميرحسين نيز نشان داد عليرغم پيش بينيهاي جريانهاي افراطي دوم خرداد که خاتمي را عنصري مناسبتر براي تحقق اهداف اين جريان ميدانستند, وي از ظرفيتهاي بيشتر براي ساختارشکني و انتحارسياسي برخوردار است.
آخرِ کلام بار ديگر به ماجراي تاريخي شهريورماه 1367 باز گرديم آنگاه که حضرت امام(ره) در پاسخ به استعفاي ميرحسين نوشتند: «... همه بايد به خدا پناه بريم؛ و در مواقع عصبانيت دست به كارهايي نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند. مردم ما از اينگونه مسائل در طول انقلاب زياد ديدهاند، اين حركات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت...»(15/6/67)
آنروز ميرحسين در واکنش به نامه حضرت امام(ره) ضمن اعلام تبعيت از ايشان نوشتند: «محضر مبارك مقام رهبري، حضرت امام خميني- مدظله العالي- ضمن تقديم سلام و تحيات، پيام پدرانه و هشدار دهنده حضرتعالي را به گوش جان شنيدم. اينجانب عزت و مصلحت را در تبعيت از مقام معظم رهبري ميدانم و استعفاي خود را كه با انگيزه دلسوزي براي اسلام و انقلاب و مصلحت كشور تقديم نموده بودم، پس ميگيرم. مسائل و مواردي كه چاره جويي آنها را به مصلحت كشور ميدانم، حضوراً عرض ميكنم و در هر حال مطيع امر رهبري به عنوان يك مريد و مقلد بوده و هستم.»
امروز نيز ملت شهيد پرور ايران منتظر است تا بار ديگر ميرحسين ضمن جداسازي خود از مشاورينش در اتاق جنگ رواني، با نوشتن نامهاي مشابه به مقام معظم رهبري زمان - حضرت آيت العظمي خامنه اي - بار ديگر ثابت نمايد که "در هر حال مطيع امر رهبري به عنوان يك مريد و مقلد بوده و مي باشد".
آن روز دور مباد – آمين!
ادامه مطلب
مجمع روحانيون مبارز
و بزرگداشت حرکت مسلحانه منافقين در 30 خرداد 60

اعلام نتايج انتخابات و مشخص شدن رئيس جمهور منتخب ملت, سرآغاز حوادثي بود که توسط جريان شکست خورده طراحي شده بود و تلاش نمود کام ملت بزرگ ايران را تلخ نمايد. اغتشاشات ايجاد شده از فرداي روز انتخابات, تحقق سناريوي بود که پيش از آن وعده آن توسط برخي از هواداران يک نامزد داده شده بود. آنها پيش از انتخابات مدعي شده بودند که اگر در 22 خرداد نامزد مورد حمايت آنها راي نياورد, نظام اسلامي را متهم به تقلب خواهند نمود!؟ اين پروژه از زمان آغاز اعلام نتايج آراء کليد خورد و با پشتوانه برخي جريانهاي سياسي شدت يافت.
در اين ميان مجمع روحانيون مبارز نقش کليدي و حساسي را برعهده گرفت و آن هنگامي بود که اين مجمع روز سه شنبه (26/3/88) درخواست راهپيمايي براي روز شنبه 30 خرداد (مصادف با سالروز آغاز حرکت تروريستي در سال 1360) از ميدان انقلاب تا ميدان آزادي را به فرمانداري تهران ارسال نمود. اين در حالي بود که روز قبل از آن خبرگزاريها از برگزاري نمازجمعه تهران به امامت حضرت آيت الله العظمي خامنهاي خبر داده بودند.
ملت غيور ايران که در دو سه روز بعد از انتخابات سخت نگران وضعيت کشور بودند, همگي منتظر بودند تا رهنمودهاي رهبري را به گوش جان بشنوند و در اين ميان خبر اقامه نمازجمعه به امامت ايشان, پاياني بود بر اين انتظار.
در حالي که انتظار مي رفت گروهها و جريانهاي سياسي نيز همسوي با ملت به استقبال رهنمودهاي حکيمانه رهبر معظم انقلاب روند و تا برگزاري نمازجمعه و استماع سخنان ايشان از هرگونه اقدام نسنجيده دوري نمايند, وليکن مجمع روحانيون مبارز در اقدامي مشکوکانه و پرابهام, پيشاپيش براي روز شنبه - فرداي برگزاري نمازجمعه – درخواست راهپيمايي نمود.
* * *
اما متاسفانه "اين دوستان قديمي!" به توصيه هاي امام خويش گوش نسپرده و عملا رهنمودهاي ايشان را "فصلالخطاب" ندانسته و بر تداوم راه خطاي خويش تاکيد نمودند و در حالي که انتظار ميرفت بعد از ظهر جمعه خبر لغو تجمع غيرقانوني مجمع روحانيون مبارز در صدر خبرها قرار گيرد, سکوت معنادار اين مجمع, دل ملت مسلمان را به درد آورد. و با وجود اينکه رهبر معظم انقلاب در سخناني صريح و روشن، معترضان به نتيجه انتخابات را به حرکت در مسير قانوني و خودداري از "زورآزمايي و اردوکشي خياباني" توصيه کرده بود، مجمع روحانيون مبارز تا ساعات پاياني منتهي به اين تجمع غيرقانوني در روز شنبه(30 خرداد) تلاشي براي لغو اين برنامه نکرد.
* * *
اين آخرين وضعيت از گروهي بود که روزگاري خود را تندترين و مشتاقترين حامي "ولايت مطلقه فقيه" معرفي ميکرد و رقيبان سياسي خود را به ضديت با ولي فقيه زمان متهم مي ساختند.
الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.
ادامه مطلب
رنگ سبز در تسخیر
دکتر احمدی نژاد

امروز دکتر احمدی نژاد در جشن باشکوه پیروزی در خیل میلیونی ملت ایران با انداختن شال سبز "رنگ سبز را به سخیر" آورد.
این آغازی است بر پایان یک جریان سیاسی که تلاش داشت تا با مصادره به مطلوب کردن رنگ مقدس سبز خود را به عنوان جریان سیاسی غالب و حداکثری نشان دهد ولی حماسه باشکوه ملت ایران و رای بالای ۲۴ میلیونی ملت به دکتر احمدی نژاد نشان داد که رنگ مقدس اهل بیت همچنان در اختیار ملت حزب الله است.
انا فتحنا لک فتحا مبینا
ملت کار را تمام کرد ...

و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر
ان الارض یرثها عبادی الصالحون
طوفان دیگری در راه است....
22 خرداد؛ 3 تیری دیگر !

زنهار اگر پرده در افتد چه ها شود!؟....
نامزدهاي انتخاباتي و مساله قوميت
تنوع قومي و مذهبي کشورمان ايران به زعم بسياري از کارشناسان مسايل سياسي و اجتماعي يک فرصت گرانمايه محسوب مي شود ...
از سويي ديگر اين تنوع قومي در برخي مقاطع دستخوش بهره برداريهاي جناحي, احزاب و گروههاي سياسي داخلي نيز قرار گرفته و آن نيز تلاش نمودهاند در برخي بزنگاهها از اين شرايط به نفع خود سوء استفاده نمايند. انتخابات يکي از بزنگاههايي است که بار ديگر طرح و توجه مسائل اقليتهاي قومي - مذهبي در دستورکار نامزدهاي احزاب و گروههاي سياسي قرار مي گيرد و آنها تلاش ميکنند تا با عناوين مختلف آراء اين اقليتها را به سمت خود جلب نمايند. فضاي تبليغاتي انتخابات دهم رياست جمهوري نيز متاثر از چنين فضايي شکل گرفته است...
* * *
نکته قابل توجه ديگر در اين زمينه بهره برداري تبليغي نامزدها از قوميتي که به آن تعلق دارند مي باشد. اين کانديداها که به اين مساله به عنوان يک فرصت نگاه مي کنند, ميدانند تا با بزرگ نمايي و برجسته سازي اين مساله مي توانند راي همشهريها! و هم زبانها و هم نژادهاي خود را جمع نمايند. اين در حالي است که به خوبي مي دانند قرار گرفتن در جايگاه رياست جمهوري, پذيرفتن سمتي ملي و فراقومي است که وظايف و اختيارات آن همه ايران اسلامي را در بر خواهد گرفت و رئيس جمهور قانونا نمي تواند ناگاه نژادي و قومي به مسايل داشته باشد.
اين افراد به درستي مشخص نميکنند که تعلقات زباني و... آنها چه تاثيري در نحوه مديريتي آنها خواهد گذاشت و اگر هم اين تاثير مشخص گردد تا چه اندازه اين امر با جايگاه قانوني رئيس جمهور تناسب خواهد داشت؟...
ادامه مطلب



