تبليغاتX
بیم موج

 

یادی از روزهاى تلخ ترك جبهه

 پادگان دوکوهه - آنجا که قلب همه بسیجی ها در آنجا جا ماند.

نمی دانم آیا شما خبر پذیرش قطعنامه 598 را در آخرین روزهای تیر ماه 67 به یاد دارید یاخیر؟ اگر بیاد دارید آیا از شنیدن این خبر خوشحال شدید یا خیر؟ همه در شهر خوشحال شدند و شیرینی و شربت پخش کردند و به یکدیگر تبریک گفتند که "خدا را شکر بالاخره این جنگ خانه مان سوز پایان یافت!" و من نیز که آن زمان کودکی بودم خوشحال شدم که بالاخره ...

اما در فراسوی شهر! بودند مجاهدینی که همراه این خوشحالی همگانی ناشی از پایان این "نکبت جنگ"!، غمی بزرگ و جانسوز تمام وجودشان را در برگرفته بود. "غم ماندن!" و تو چه می دانی غم ماندن چیست؟!

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟ ...

نمی دانم آیا خبری سنگین تر از این برای کسانی که سالهای عمر خویش را در زیر باران گلوله و خون گذرانده اند وجود داشت که به یکباره اعلام نمایند همه چیز تمام شده و خوان نعمت جنگ جمع گردیده و آنانکه مانده اند باید به شهر برگردند و زندگی جدیدی را آغاز کنند!؟

من در این خاک جایی ندارم!

ماندنی سهمگین سهم من بود!....

و آنروز که جنگ را از زبان مصطفی شنیدم و آنروز که عاشقش شدم! کمی فهمیدم که این حسرت ماندن یعنی چه!

و نمی دانم اگر آن آخرین روزهای تیرماه 67 در پادگان دوکوهه می بودم چه بر سرم می آمد آنگاه که اخبار ساعت 2 رادیو خبر پذیرش قطعنامه  598 را اعلام نمود...

 

* * *

مرتضی خانجانی از جمله همین جامانده ها بود. فرمانده گردان کمیل که به یکباره خبر آوردند که تا چند روز دیگر همه چیز پایان می یابد! و او چه آگاه بود و هوشیار که توانست در دقایق پایانی توفیق شهادت بیابد و چند روز بعد از پذیرش قطعنامه(۳۰ تیر) به خیل کاروان شهیدان الحاق گردد.

(آنانی که چندین سال پیش پایشان به سرزمین مقدس دوکوهه رسیده باشد شاید تصویر مرتضی و وصیتنامه اش را بر دیواره غربی ساختمان گردان کمیل دیده باشند، هرچند امروز به لطف سیاستهای غلط آقایان، این ساختمان بازسازی!(بخوانید پاکسازی!!!) شده و همه آثار جنگ از روی آن حذف گردیده و تبدیل شده به خانه سازمانی برادران ارتشی!)

وصیتنامه زیبایش خبر از دل پر غمش در روزهای پایانی جنگ دارد و سندی بر مظلومیت یاران روح الله.

 

تقدیم به همه جاماندگان وادی عشق که هنوز دلشان برای هوای ابری دوکوهه و کرخه و شلمچه می گیرد:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در پنجشنبه 1386/04/28 ساعت 20:36 | لینک ثابت |
 

 

برگ پایانی جنگ

 

«اعضای دایمی شـورای امنیت در یك تصمیـم اعـلان نـشـده در زمیـنـه حـمـایـت از عـراق در بـرابـر جمهوری اسلامی ایران به توافق رسیده بودند». این عبارت شرایط نظام بین‌الملـل را در مواجهه با جنگ ایران و عراق در آستانه صدور قطعنامه 598 نشان می دهد كه «كلودسشون»، وزیر خارجه سابق فرانسه به آن اشاره می كند . در طول جنگ تحمیلی از سـوی شورای امنیت سازمان ملـل 9 قطعنـامـه و 10 بیانیه صـادر شـد كـه نخستین آن شـش روز پس از شروع جنگ تحمیلـی بود.

قطعنامه 598 پس از پیروزی های بزرگ و گام به گام سپاهیان اسلام در زمستان 1364(فتح فاو در عملیات والفجر 8) و زمستان 1365(عملیات کربلای 5 در شلمچه) در حالی مطرح گردید که فائق آمدن ایران در جبهه های جنگ, حامیان بین المللی صدام را سخت برآشفته بود.

این قطعنامه تنها یك روز پیش از اولین اقدام آمریكا در حفاظت از نفتكش هـای كویت در 30 تیر 1366 تصویب شد و حضور نظامی آمریكا در منـطقـه هیچ مـعنـایی جز افـزایش فـشار به ایـران به منظور پذیرفتن قطعنامه 598 نداشت و روح قطعنامه بـرای نجات عراق از شکست بود...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در یکشنبه 1386/04/24 ساعت 21:6 | لینک ثابت |

 press tv

رويارويی با سيطره غولهاي خبري غرب

 

دوشنبه شب گذشته با حضور رييس جمهور اولين برنامه شبکه اي کليد خورد که با شعار "شکستن سلطه غرب بر نظام رسانه‌اي جهان" به مقابله با سيطره غولهاي خبري جهان آمده است.

اين شبکه که اولين شبکه خبري 24 ساعته ايراني به زبان انگليسي با پوشش جهاني است، "پرس تي وي" نام دارد که هر نيم ساعت يکبار اقدام به پخش خبر خواهد کرد و با استفاده از 30 خبرنگار در 22 کشور دنيا برنامه هاي خود را در قالب خبر ، مستند و برنامه هاي زنده ارائه خواهد نمود.

راه اندازي اين شبکه بازتاب گسترده خبري داشت و رسانه هاي مختلف دنيا در قبال آن واکنش نشان دادند. به عنوان نمونه آژانس خبري فرانس پرس پنجشنبه گذشته در مطلبي مفصل با اعلام آغاز بکار شبکه خبري "پرس تي وي" ايران گفت: "اين برنامه‌ها گرچه شايد براي بينندگان شبکه‌هاي خبري CNN و BBC آشنا به نظر برسد، اما سمت و سويي کاملا ايراني دارند."

اينکه تحقق شعاري "پرس تي وي" چگونه ممکن است؟ سوال مهمي است که پاسخ به آن نياز به تامل فراوان دارد اما در اين مقال نکات زير قابل توجه است:

1- شعارهاي عوام فريبانه‌اي چون  "دنياي آزاد اطلاعات " و ... دروغهاي بزرگ قرن ماست که اتفاقا توسط رسانه‌هاي انحصارطلب غربي به يک باور تبديل شده است. امروز رسانه ابزار نرم جنگ تمدني اي بيش نيست که "زرسالاران صهيونيستي" در دوران "استعمار فرانو" در خدمت گرفته اند تا تداوم بخش استيلايشان باشد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در دوشنبه 1386/04/18 ساعت 18:1 | لینک ثابت |

 

ضرورت حکومت

 

 

شايد اولين سوال که در باب حکومت مطرح باشد ضرورت وجودي آن است. آيا براستي تشکيل حکومت ضرورت دارد, يا آدمي براي ادامه حيات نه تنها به حکومت نيازمند نيست بلکه حکومت خود مانعي براي رسيدن به سعادت است؟! در اين بين نظريات متعددي وجود دارد که آنها را در دو گروه اصلي مي توان تقسيم نمود: دسته  اول که بر نفي حکومت به عنوان عامل تباهي آدمي تاکيد دارد. دسته دوم که بر ضرورت حکومت براي سامان بخشي به حيات آدمي تاکيد دارد.

 

1- منکرين ضرورت حکومت: از جمله معتقدين به نظر اول مي‌توان به آنارشيستها اشاره کرد. آنارشيستها برخلاف هواداران هگل که دولت را به مرتبه الوهيت برکشيدند و آزادي را تنها در اطاعت مطلق از قدرت دولت يافتند، نسبت به دولت و قدرت دولتي بدبين بوده و هرگونه موسسه مبتني بر زور و اجبار را عامل تباهي زندگي اخلاقي و اجتماعي انسان قلمداد کرده اند. آنها معتقدند که دولت يک شر غير ضرور است و تا آنجا که ممکن است بايد اين شر را از سر راند.

انديشه مارکس و ياران او را نيز مسامحتا مي‌توان از جمله اين دسته از نظرات دانست که به نفي حکومت مي‌انجامد. از نگاه مارکسيسم دولت ابزار طبقه حاکم است تا بدين وسيله نظام طبقاتي موجود در جامعه را حفظ و تعميق بخشد و منافع طبقاتي خود را تامين نمايد...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در یکشنبه 1386/04/10 ساعت 8:11 | لینک ثابت |

 

شرط لازم حکومت اسلامي

 

در شماره هاي پيشين به 4 نظر در باب نسبت ميان اسلام و سياست پرداختيم و گفتيم که مبتني بر هريک از اين نظرات مردمسالاري ديني معنايي خاص مي‌يابد و در برخي موارد نمي‌توان از مردمسالاري ديني سخن راند.

سوالي که در اين شماره بدان مي پردازيم اين است که منظور از حکومت اسلامي چيست؟ و وجود کدام ويژگي شرط لازم براي آن است که بتوان حکومتي را اسلامي ناميد؟ در يک تقسيم بندي کلي سه رويکرد را مي‌توان مطرح نمود:

 

الف- رويکرد ساختاري:

رويکرد اول رويکردي ساختاري است که بر اسلامي بودن ساختار تاکيد دارد و حکومتي را اسلامي مي داند که ساختار آن مبتني بر اسلام باشد. در دل اين رويکرد فرضهاي متعددي مي توان در نظر گرفت:

1- اولين فرض معتقد است که وجود جامعه اسلامي که در آن اکثريت مردم مسلمانند موجب مي گردد که از طريق روشهاي مردمسالارانه فردي از جمع مسلمانان به عنوان حاکم انتخاب گردد که در اين صورت حکومت اسلامي شکل گرفته است. در اين نظر که مبتني بر انديشه جدايي اسلام و سياست شکل گرفته است ديگر نمي توان از حضور اجتماعي و حقوقي دين صحبت کرد و آن را از ويژگيهاي حکومت ديني دانست. در اين نگاه درباره اينکه حاکمين از چه ويژگيهايي برخوردار باشند نيز سخني مطرح نيست...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در دوشنبه 1386/04/04 ساعت 21:0 | لینک ثابت |
 
business article