تبليغاتX
بیم موج

 

پذيرش قطعنامه 598 يك مسأله‌ي داخلي بود

 

 

قطعنامه 598 ، هشتمين قطعنامه‌اي بود كه شوراي امنيت سازمان ملل از ابتداي تجاوز علني رژيم بعثي عراق به جمهوري اسلامي ايران ، در تاريخ 29 تيرماه 1366 صادر كرده بود. همه قطعنامه‌هاي قبلي به علت جهت گيري ناعادلانه آنها از سوي ايران رد شده بود اما در ابتداي صدور قطعنامه 598 بعلت نكات مثبتي كه در اين قطعنامه گنجانده شده بود از سوي جمهوري اسلامي اعلام شد كه ايران جاي بحث و مذاكره در اين قطعنامه مي‌بيند و آن را نه رد كرد و نه قبول مي‌کند...

 

* * *

 

حضرت آيت الله خامنه‌اي: قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشكلاتي بود كه مسؤولين آن روزِ امورِ اقتصادي كشور مقابل روي او گذاشتند و نشان دادند كه كشور نمي‌كشد و نمي‌تواند جنگ را با اين همه هزينه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذيرفت. پذيرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهديد امريكا نبود؛ به‌خاطر اين نبود كه امريكا ممكن است در امر جنگ دخالت كند. چون امريكا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت مي‌كرد. وانگهي؛ اگر همه‌ي دنيا در امر جنگ دخالت مي‌كردند، امام رضوان‌اللَّه عليه، كسي نبود كه رو برگرداند. بر نمي‌گشت! آن، يك مسأله‌ي داخلي بود؛ مسأله‌ي ديگري بود...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در دوشنبه 1387/04/24 ساعت 19:26 | لینک ثابت |
 

هيچ كس به‌خاطر غفلت ستايش نمي‌شود!

 

 

 

درج نامه محرمانه‌اي با تيتر جنجالي «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است» توسط روزنامه سلام و به تبع  آن توقيف روزنامه سلام با شکايت وزارت اطلاعات، بهانه اي بود تا شب جمعه (18/4/78) اطلاعيه‌اي دست‌نويس بين افراد کوي دانشگاه تهران تسط دستهاي پنهان و مشکوک توزيع شود که در آن از دانشجويان خواسته ‌شده بود در اعتراض به توقيف روزنامه سلام تجمع و راهپيمايي نمايند.

ساعت 30/22 همان شب حدود 150 نفر در کوي دانشگاه جمع شده و از کوي خارج مي‌شوند و به خيابان مي‌آيند. حضور نيروهاي انتظامي و هدايت تظاهرکنندگان به داخل کوي در ادامه کار سنگ پراکني و شعارها و اهانتها و فحاشي عده‌اي افراد مشکوک و مجهول‌الهويه فضا را پر تنش مي‌کند و در اين بين سه نفر از سربازان نيروي انتظامي توسط اين افراد به گروگان گرفته مي‌شوند. علي‌رغم هشدار نيروهاي انتظامي اهانت‌ها ادامه يافته و دانشجويان حاضر به آزادي گروگانها نمي‌شوند. در اين ميان، صبر نيروي انتظامي به سرآمده و در اشتباهي تاريخي، دستور حمله به کوي دانشگاه توسط «فرمانده نوپو» صادر مي‌شود و در اين ميان به تعدادي دانشجوي بي‌گناه که در ماجرا نقشي نداشتند نيز صدمه وارد شده و خوابگاه آنان نيز تخريب مي‌گردد.

روز جمعه 18/4/78 ، دفتر تحکيم وحدت و برخي جريانهاي مشکوک دانشجويي ، آتش بيار معرکه شده و حادثه شب گذشته کوي را به بحراني ملي مبدل مي‌سازند. جريانهاي سياسي فرصت‌طلب نيز وارد ميدان شده و با تحرک دانشجويان خواستار تداوم تجمعات و کشاندن آن به بيرون دانشگاه مي‌شوند و در اين ميان راديوهاي بيگانه نيز وارد صحنه شده و با اعلام اخبار جعلي و دروغين، فضا را متشنج مي‌سازند. ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در یکشنبه 1387/04/16 ساعت 0:23 | لینک ثابت |

 

از شجاعت ايشان،

 

مردم يزد هم شجاعت يافته بودند

 

 

... در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي شهر يزد به يکي از پايگاههاي اصلي انقلاب مبدل گرديد. چهلم شهداي تبريز در فروردين ماه سال 1357 در اين شهر برگزار شد که خود يکي از عوامل شعله ور شدن آتش انقلاب اسلامي بود. همه اين اقدامات به محوريت و برکت وجودي آيت الله صدوقي صورت مي‌گرفت و اشراف و احطه ايشان به امور شهر به نحوي بود که مي‌توان گفت که "يزد مدتها قبل از سقوط رسمي رژيم در 22 بهمن 57 سقوط کرده بود."

 

... حضرت آيت الله خامنه اي که از دوستان و همرزمان آيت الله صدوقي در عرصه مبارزه با رژيم پهلوي بوده اند ماجراي نفوذ و تسلط ايشان بر شهر يزد را چنين توصيف مي‌کنند:

«اواخر سال 57 شايد آبان و آذر بود که من از تعبير برمي‌گشتم، سر راه که به يزد آمدم، وقتي رفتم مسجد ايشان ديدم گويا اينجا جزء محيط کشور ايران نيست و در مسجد ايشان خيلي آزاد اعلاميه هايي را به ديوار زده بودند و مردم مي آمدند مي خواندند، در صورتي که اين اعلاميه ها فوق العاده تحريک آميز بود ... مثلا طريقه ساختن کوکتل مولوتوف و نارنجک دستي را براي مقابله با عوامل دستگاه حکومت به ديوار زده بودند و مردم هم خيلي راحت مي‌آمدند و مي‌خواندند و جالب اين است که کسي هم جرات نمي‌کرد برود در مسجد ايشان و اينها را بردارد. خود آن بزرگوار هم هر شب به مسجد مي رفت و جمعيت بسيار انبوهي را که در مسجد جمع مي شدند با بيانات خودش ارشاد مي‌کرد و مطالبي را عليه دستگاه و عليه مقامات دستگاه صريحا مي‌گفت و لذا بود که از شجاعت ايشان مردم يزد هم شجاعت پيدا کرده بودند.« (11/5/61) ...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در شنبه 1387/04/08 ساعت 20:21 | لینک ثابت |

 

وقتي در جلسه بهشتي بود،

 

خاطرت آسوده بود

 

 

يکي از مهمترين مسائلي که پس از پيروزي پيش روي انقلابها قرار مي‌گيرد, ضرورت وجود کادرهاي توانا, کارآمد, متعهد و انقلابي است که بتوان مسئوليتها را با اطمينان کامل به ايشان سپرد. در اين ميان به خاطر شرايط سخت انقلابي و نبود فرصت لازم و ساختار مناسب جهت شناخت و گزينش افراد, فرصت‌طلبان با تظاهر به انقلابي‌گري در صدد آن بر مي‌آيند تا با نفوذ در لايحه‌ها و سطوح مختلف انقلابيون مسئوليتهاي کليدي را برعهده بگيرند. انقلاب اسلامي نيز از اين فرآيند مستثني نبود.

 

* * *

آيت الله خامنه اي از همراهان و ياوران آن شهيد بزرگي که زمان آشنايي اش با شهيد بهشتي به سالهاي دهه 30 مي رسد درباره برخي از ويژگيهاي ممتاز شخصيت دکتر بهشتي چنين مي گويد: «او داراي فکر بلندي بود، مغز قوي و فعالي داشت، علاوه بر اين داراي اراده و روحيه ممتازي بود، بر خود و احساسات خويش شديداً غالب بود، يک فرد بيشتر متفکر بود تا احساساتي، اگر چه گاهي اوقات احساسات او هم يک جمعيت ميليوني را به جوش مي آورد... از جمله خصوصيات آقاي بهشتي اين بود که کارها را از بنيان شروع مي کرد، با رژيم هم که مبارزه مي کرد، مبارزه اي بنياني بود... همه چيز را مي شد روي دوش او گذاشت و در همه مشکلات مي شد به فکر او متکي شد. ... وقتيکه انسان يک فکر و شورايي را مي‌کرد و يک کاري را مي‌خواست اقدام بکند و مي‌ترسيد که مبادا گوشه اي از آن عيب پيدا بکند وقتي در جلسه بهشتي بود آدم خاطرش آسوده بود.»

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در پنجشنبه 1387/04/06 ساعت 20:32 | لینک ثابت |
 
business article