استعفاي تاريخي ميرحسين
يکي از جنجاليترين و تاريخيترين استعفاهاي دوران انقلاب اسلامي را ميتوان استعفاي يکباره ميرحسسين موسوي از سمت نخست وزيري دانست. وي در شهريور سال 1367 در حالي که تنها کمتر از 2 ماه از پذيرش قطعنامه 598 در 27 تير ماه و حدود 2 هفته از اجراي آتش بس در 29 مردادماه گذشته بود، به يکباره و بدون هماهنگي با مسئولين عالي رتبه نظام استعفا نمود، و اين در حالي بود که در آن شرايط سخت سال آخر جنگ و فضاي ناامني که ناشي از عدم اطمينان نسبت به صداقت رژيم بعثي در پايبندي به قطعنامه وجود داشت, شرايط ويژهاي بر مديريت کلان کشور حاکم بود که هرگونه خطا ميتوانست اشتباه جبران ناپذيري به حساب آيد.
مروري بر نامه حضرت امام(ره) مبني بر ابقاي ميرحسين و پاسخ دوباره وي به امام، ميتواند براي نسل امروز انقلاب جالب توجه باشد. اين متن را ميتوان در (صحيفه امام، ج21، ص: 123و 124) مورد مطالعه قرار داد.

حكم ابقاي آقاي ميرحسين موسوي در مقام نخست وزيري و مخالفت بااستعفاي ايشان
15 شهريور 1367/24 محرّم 1409.
بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
جناب آقاي موسوي، نخست وزير محترم.
نامه استعفاي شما باعث تعجب شد. حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاي نظام را در جريان ميگذاشتيد.
در زماني كه مردم حزب اللَّه براي ياري اسلام فرزندان خود را به قربانگاه ميبرند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست وزيري، در چهارچوب اسلام و قانون اساسي، به خدمت خود ادامه دهيد. در صورتي كه نسبت به بعضي از وزرا به توافق نميرسيد، چون گذشته عمل ميشود. اين حق قانوني مجلس است كه به هر وزيري كه مايل بود رأي دهد.
تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است، كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد در اختيار دولت قرار خواهد داد.
همه بايد به خدا پناه بريم؛ و در مواقع عصبانيت دست به كارهايي نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند. مردم ما از ينگونه مسائل در طول انقلاب زياد ديدهاند، اين حركات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت.
از آنجا كه من به شما علاقه مندم، ان شاء اللَّه عندالملاقات مسائلي است كه گوشزد مينمايم. والسلام.
15/6/67.
روح اللَّه الموسوي الخميني.
نامه ميرحسين موسوي به حضرت امام خميني(ره)
بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
محضر مبارك مقام رهبري، حضرت امام خميني- مدظله العالي-
ضمن تقديم سلام و تحيات، پيام پدرانه و هشدار دهنده حضرتعالي را به گوش جان شنيدم. اينجانب عزت و مصلحت را در تبعيت از مقام معظم رهبري ميدانم و استعفاي خود را كه با انگيزه دلسوزي براي اسلام و انقلاب و مصلحت كشور تقديم نموده بودم، پس ميگيرم. مسائل و مواردي كه چاره جويي آنها را به مصلحت كشور ميدانم، حضوراً عرض ميكنم و در هر حال مطيع امر رهبري به عنوان يك مريد و مقلد بوده و هستم.
ميرحسين موسوي، نخست وزير.
حضور و انصراف خاتمي

خاتمي به خوبي ميدانست که هرچند وي در دو دوره پيشين توانست در فضايي خاص در رقابت با حريفاني نه چندان قدرتمند و داراي پايگاه اجتماعي به قدرت برسد, اما اين دوره بايد در برابر فردي به رقابت ميپرداخت که خود در انتخابات پيشين به "پديده بزرگ انتخابات" مبدل گرديده بود. رقيب وي به شدت از پايگاه اجتماعي ممتازي برخوردار بوده و عملکرد وي در رسيدگي به مشکلات معيشتي مردم و مناطق محروم و طبقات مستضعف جامعه، بر محبوبيت وي افزوده است. رقيب وي کسي است که در انتخابات پيشين توانست در عين گمنامي بر يکي از باسابقه ترين چهرههاي سياسي کشور که از حمايتهاي احزاب و نخبگان مختلفي از هر دو جناح برخوردار بود، فائق آيد و اين موارد، کار را براي رقابت خاتمي با احمدي نژاد به شدت سخت کرده بود.
ورود به رقابت "برد - باخت" در انتخابات دهم به دوئلي شبيه بود که پيروزي در آن چيزي بيش از ماجراي دوم خرداد 76 براي خاتمي به همراه نميداشت، ولي باخت در آن به معناي مرگ سياسي خاتمي ميتوانست تلقي گردد. به عبارتي بهتر ورود به اين بازي نتيجهاي جز شکل گيري بازي "باخت - باخت" براي وي نبود.
در اين شرايط بنظر ميرسيد که اين مسائل، مانع ورود خاتمي به عرصه رقابتهاي انتخاباتي گردد، اما عليرغم اين شرايط بديهي چرا شاهد حضور اوليه خاتمي در اين عرصه بوديم؟
ادامه مطلب



