تاخير فاز "مرد بحرانها"! نسبت به مردم و رهبري
تحليلي بر خطبههاي نمازجمعه تهران به امامت حجت الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني
وقتي که امام جمعه تهران به خاطر برخي ملاحظات شخصي از حضور در نماز جمعه تهران پرهيز نمود, خط تبليغي جديدي توسط رسانههاي جريان تفرقه افکن مبني بر چرايي عدم حضور هاشمي در نمازجمعه تهران مطرح گرديد. سرانجام بعد از دو سه هفته بحث پيرامون حضور يا عدم حضور وي در نمازجمعه, اوايل هفته گذشته مشخص گرديد که خطيب نمازجمعه اين هفته تهران آقاي هاشمي خواهد بود.
ابعاد و زواياي مختلف اين نماز جمعه منحصر بفرد را در قالب دو بخش مورد برسي قرار مي دهيم...
* * *
تلاش براي قد علم کردن بيرقهايي ديگر در برابر رهبري انقلاب، تلاش نفاق گونه اي است که تشت رسوايي آن مدتهاست بر زمين خورده است، چرا که تلاشهايي صورت گرفته توسط خط نفاق در اين زمينه، در طول سه دهه از عمر با برکت انقلاب اسلامي، همواره به شکست انجاميده و مروري بر نمونههاي تاريخي پيشين ميتواند درس عبرتي براي اين جريان منافق صفت باشد...
* * *
دردمندانه و سوگوارانه بايد گفت که "مرد بحران" زمان امام, قريب به بيست سال است که از مردم با بصيرت انقلاب اسلامي نيز عقب مانده و به "مرد عافيت" مبدل گرديده است و متاسفانه بايد گفت به طور کلي "مردان زمان بحران" در انقلاب اسلامي، مدتهاست که به جاي پيشگامي و سپر قرار دادن جان و آبروي خويش براي دفاع از انقلاب و رهبري معظم انقلاب, ايشان را پيشگام و سپر خويش قرار دادهاند!؟ و معظم له يک تنه تمامي بحرانهاي دو دهه اخير را مديريت کردهاند...
* * *
نماز جمعه دانشگاه تهران در حالي اقامه گرديد که نمازگران ثابت قدم آن که با حضور مستمر خود در اين سه دهه حافظ شکوه و جلال اين عمل سياسي - عبادي بودهاند, براي اولين بار نمازي خواندند که اغلب به خطبههاي خطيب اعتقادي نداشته و بخش عمدهاي از سخنان او را نپذيرفتند. نميدانيم آيا آنها نماز خود را دوباره اعاده کردند يا خير، ولي ميتوان، اين نمازجمعه تلخ! را يکي از مقبولترين نمازجمعههاي اين مومنين دانست, چرا که تنها و تنها با هدف و نيت "ايجاد وحدت" و "مقابله با خط نفاق" در نظام اسلامي اقامه گرديد.
ادامه مطلب
هواداران آمريکا در تهران شعار مرگ بر روسيه سر دادند
يکي از حوادث قابل تامل و جالب توجه در حاشيه نمازجمعه اين هفته تهران, سر دادند شعار "مرگ بر روسيه" بود که توسط برخي از هواداران يکي از نامزدهاي شکست خورده در انتخابات 22 خرداد سر داده شد و بسياري از نمازگزاران را متعجب ساخت. اين شعار توسط حاميان کانديدايي مطرح شد که مدعي پيرو از خط امام است, ولي هواداران وي در اين ايام حتي يک بار هم حاضر به سر دادن "شعار مرگ بر آمريکا" نشدهاند.
اين شعار که ظاهرا به دليل اعتراض به حمايت و تبريک رئيس جمهور روسيه به آقاي دکتر احمدي نژاد پس از انتخاب مجدد ايشان به عنوان رئيس جمهور نظام اسلامي سر داده شد, يادآور حوادثي مشابه در ماههاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي است. در آن روزگار شعار "مرگ بر آمريکا" نماد نفرت و کينه ملت از سالها اقدامات متجاوزانه آمريکا عليه انقلاب اسلامي بود. حضرت امام(ره) نيز آمريکا را "شيطان بزرگ" ناميد و از شعارهاي ملت عليه استکبار جهاني و در راس آن آمريکاي جنايتکار حمايت نمود.
اما در اين ميان برخي جريانهاي حامي آمريکا و آنهايي که آمال و آرزوهاي خود را در وابستگي به آمريکا جستجو ميکردند و برخي از آنها حتي تابعيت دوگانه آمريکايي - ايراني داشتند, از اين شعارها به خشم آمده و تودههاي ملت انقلابي را به وابستگي به شوروي متهم ميساختند! در همان ايام مهندس بازرگان پارا فراتر نهاد و در سخنرانياش در زنجان اعلام داشت:«اگر امريکا شيطان کبير است، شوروي شيطان اکبر است»!؟
خدا رحمت کند مهندس بازرگان را که روز جمعه نبود تا ببيند چطور برخي سبزپوشان پس از 30 سال، به حقيقت حرف وي پي بردند و شعار "مرگ بر روسيه" سردادند!؟
حوادث پس از 22 خرداد
جمعه باشکوه يوم الله 22 خرداد ماه را ميتوان يکي از باشکوهترين روزهاي ملت ايران دانست که حضور 40 ميليوني مردم در انتخابات در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامي از عظمت مردميترين انقلاب تاريخ بشريت خبر ميداد. در حالي که بنظر ميرسيد فرداي انتخابات سراسر ايران بايد منتظر شکل گيري فضاي شاد و پرشور ناشي از خلق اين صحنه تاريخي باشد, متاسفانه حوادثي به وقوع پيوست که تا حدي توانست اين جشن شادماني بزرگ را تحت الشعاع قرار داده و کام ملت را تلخ نمايد. جريان مدعي قانون, که منطقا مي بايست به نتايج انتخابات قانوني کشور پايبند باشد, بلوايي آفريد که به بخشي از ابعاد و زواياي آن ميپردازيم...
نتايج اعلام شده توسط ستاد انتخابات کشور خبر از شکلگيري حماسهاي باشکوه و بينظير داشت. حضور قريب به 40 ميليون نفر با مشارکت 85 درصدي و انتخاب آقاي دکتر احمدي نژاد با راي 5/24 ميليوني, نشان داد که تمامي ادعاهاي ستاد جنگ رواني ميرحسين توخاليتر از آن بود که مينمود...
* * *
بلافاصله مجمع روحانيون مبارز که آبروي سياسي خود را با پيروزي ميرحسين گره زده است به ميدان آمد و با صدور بيانيه اي سخن موسوي را مبني بر ابطال تکرار کرد...
* * *
بيانيههاي شماره 5 و 6 ميرحسين که روزها 30 و 31 خرداد ماه در فرداي بيانات رهبري معظم صادر گرديد, متاسفانه نشان داد که موسوي در مسيري خطرناک گام برميدارد که آينده روشني براي آن متصور نيست و مشاورين وي در اتاق جنگ رواني که اغلب آن را اعضاي افراطي سازمان مجاهدين و حزب مشارکت و مجمع روحانيون تشکيل ميدهند, به وي نگاه گزينهاي "يکبار مصرف" دارند که تاريخ مصرف آن در اين انتخابات به سرآمده است...
* * *
در حالي که انتظار ميرفت گروهها و جريانهاي سياسي نيز همسوي با ملت به استقبال رهنمودهاي حکيمانه رهبر معظم انقلاب بروند و تا برگزاري نمازجمعه و استماع سخنان ايشان از هرگونه اقدام نسنجيده دوري نمايند, وليکن مجمع روحانيون مبارز در اقدامي مشکوکانه و پرابهام, پيشاپيش براي روز شنبه - فرداي برگزاري نمازجمعه – درخواست راهپيمايي نمود...
* * *
البته تکليف اين نوع رفتارهاي مشکوک، پيش از اين از سوي رهبر معظم انقلاب مشخص شده بود. ايشان در جمع نمازگزاران ميليوني تهران با بيان اينکه "اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خونها، خشونتها و هرج و مرجها خواهند بود"، تکليف "فرماندهان آشوبها" را به وضوح روشن کرده بودند...
ميرحسين در دو راهی سعادت و شقاوت؟!
وقتي ماجراي استعفاي نخست وزير در سال 1367 را از لابلاي برگههاي تاريخ بررسي ميکرديم، باور و فهم اين مساله که ميرحسين چگونه به يکباره استعفا داده، بدون آنکه در اين امر خطير با حضرت امام(ره) و يا ديگر مسئولين نظام مشورت و هماهنگي نمايد، سخت مينماياند. بررسي اين مساله که شباهت بسياري با اقدام مصدق در 25 تيرماه سال 1331 دارد، نيازمند بررسي روانشناسانه شخصيت ميرحسين دارد که ابعاد آن براي نسل سوم انقلاب به سختي امکان پذير بود، چرا که سکوت و انزواي 20 ساله ميرحسين و پرهيز از ورود به عرصه سياست بعد از آن ماجرا, شناخت عيني و دقيق از ايشان را عملا غيرممکن کرده بود.
اما حوادث اتفاق افتاده در اين روزهاي پرماجرا، عملا امکان شناخت را محقق ساخت و پاسخ بسياري از سوالات و ابهامات در مورد ميرحسين را آشکار نمود...

متاسفانه ميرحسين نيز نشان داد عليرغم پيش بينيهاي جريانهاي افراطي دوم خرداد که خاتمي را عنصري مناسبتر براي تحقق اهداف اين جريان ميدانستند, وي از ظرفيتهاي بيشتر براي ساختارشکني و انتحارسياسي برخوردار است.
آخرِ کلام بار ديگر به ماجراي تاريخي شهريورماه 1367 باز گرديم آنگاه که حضرت امام(ره) در پاسخ به استعفاي ميرحسين نوشتند: «... همه بايد به خدا پناه بريم؛ و در مواقع عصبانيت دست به كارهايي نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند. مردم ما از اينگونه مسائل در طول انقلاب زياد ديدهاند، اين حركات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت...»(15/6/67)
آنروز ميرحسين در واکنش به نامه حضرت امام(ره) ضمن اعلام تبعيت از ايشان نوشتند: «محضر مبارك مقام رهبري، حضرت امام خميني- مدظله العالي- ضمن تقديم سلام و تحيات، پيام پدرانه و هشدار دهنده حضرتعالي را به گوش جان شنيدم. اينجانب عزت و مصلحت را در تبعيت از مقام معظم رهبري ميدانم و استعفاي خود را كه با انگيزه دلسوزي براي اسلام و انقلاب و مصلحت كشور تقديم نموده بودم، پس ميگيرم. مسائل و مواردي كه چاره جويي آنها را به مصلحت كشور ميدانم، حضوراً عرض ميكنم و در هر حال مطيع امر رهبري به عنوان يك مريد و مقلد بوده و هستم.»
امروز نيز ملت شهيد پرور ايران منتظر است تا بار ديگر ميرحسين ضمن جداسازي خود از مشاورينش در اتاق جنگ رواني، با نوشتن نامهاي مشابه به مقام معظم رهبري زمان - حضرت آيت العظمي خامنه اي - بار ديگر ثابت نمايد که "در هر حال مطيع امر رهبري به عنوان يك مريد و مقلد بوده و مي باشد".
آن روز دور مباد – آمين!
ادامه مطلب
مجمع روحانيون مبارز
و بزرگداشت حرکت مسلحانه منافقين در 30 خرداد 60

اعلام نتايج انتخابات و مشخص شدن رئيس جمهور منتخب ملت, سرآغاز حوادثي بود که توسط جريان شکست خورده طراحي شده بود و تلاش نمود کام ملت بزرگ ايران را تلخ نمايد. اغتشاشات ايجاد شده از فرداي روز انتخابات, تحقق سناريوي بود که پيش از آن وعده آن توسط برخي از هواداران يک نامزد داده شده بود. آنها پيش از انتخابات مدعي شده بودند که اگر در 22 خرداد نامزد مورد حمايت آنها راي نياورد, نظام اسلامي را متهم به تقلب خواهند نمود!؟ اين پروژه از زمان آغاز اعلام نتايج آراء کليد خورد و با پشتوانه برخي جريانهاي سياسي شدت يافت.
در اين ميان مجمع روحانيون مبارز نقش کليدي و حساسي را برعهده گرفت و آن هنگامي بود که اين مجمع روز سه شنبه (26/3/88) درخواست راهپيمايي براي روز شنبه 30 خرداد (مصادف با سالروز آغاز حرکت تروريستي در سال 1360) از ميدان انقلاب تا ميدان آزادي را به فرمانداري تهران ارسال نمود. اين در حالي بود که روز قبل از آن خبرگزاريها از برگزاري نمازجمعه تهران به امامت حضرت آيت الله العظمي خامنهاي خبر داده بودند.
ملت غيور ايران که در دو سه روز بعد از انتخابات سخت نگران وضعيت کشور بودند, همگي منتظر بودند تا رهنمودهاي رهبري را به گوش جان بشنوند و در اين ميان خبر اقامه نمازجمعه به امامت ايشان, پاياني بود بر اين انتظار.
در حالي که انتظار مي رفت گروهها و جريانهاي سياسي نيز همسوي با ملت به استقبال رهنمودهاي حکيمانه رهبر معظم انقلاب روند و تا برگزاري نمازجمعه و استماع سخنان ايشان از هرگونه اقدام نسنجيده دوري نمايند, وليکن مجمع روحانيون مبارز در اقدامي مشکوکانه و پرابهام, پيشاپيش براي روز شنبه - فرداي برگزاري نمازجمعه – درخواست راهپيمايي نمود.
* * *
اما متاسفانه "اين دوستان قديمي!" به توصيه هاي امام خويش گوش نسپرده و عملا رهنمودهاي ايشان را "فصلالخطاب" ندانسته و بر تداوم راه خطاي خويش تاکيد نمودند و در حالي که انتظار ميرفت بعد از ظهر جمعه خبر لغو تجمع غيرقانوني مجمع روحانيون مبارز در صدر خبرها قرار گيرد, سکوت معنادار اين مجمع, دل ملت مسلمان را به درد آورد. و با وجود اينکه رهبر معظم انقلاب در سخناني صريح و روشن، معترضان به نتيجه انتخابات را به حرکت در مسير قانوني و خودداري از "زورآزمايي و اردوکشي خياباني" توصيه کرده بود، مجمع روحانيون مبارز تا ساعات پاياني منتهي به اين تجمع غيرقانوني در روز شنبه(30 خرداد) تلاشي براي لغو اين برنامه نکرد.
* * *
اين آخرين وضعيت از گروهي بود که روزگاري خود را تندترين و مشتاقترين حامي "ولايت مطلقه فقيه" معرفي ميکرد و رقيبان سياسي خود را به ضديت با ولي فقيه زمان متهم مي ساختند.
الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.
ادامه مطلب


