آن روي سکه روز قدس؛ روز رسوايي فتنه سبز

روز قدس امسال با توجه به حوادث و شرايط سياسي خاص ايجاد شده در کشور از ويژگيهاي خاص خود برخوردار بود. چندين روز مانده به فرا رسيدن آخرين جمعه ماه رمضان کودتاگران سبزپوش که از هر فرصتي براي تدوام حيات رو به زوال خود بهرهبرداري ميکنند، اعلام داشتند که در راهپيمايي سراسري روز قدس با همه توان شرکت خواهند کرد تا جمعيت ميليوني! خود را به رخ جبهه تقلب و استبداد!؟ بکشانند...
اما برخلاف پيش بيني اين جريان، آنچه در روز قدس به وقوع پيوست, بساط معرکه کودتاگران سبزپوش را براي هميشه جمع نمود...
* * *
در حوادث تلخ بعد از انتخابات 22 خرداد که فتنه سبز و سران کودتا آن را طراحي نموده بودند، همه ملت شاهد بود که چطور اجتماعاتي محدود ولي آشوبگر، خيابانهاي تهران را به صحنه ناآرامي و اغتشاش مبدل ساخت. بطور طبيعي در برابر اغتشاشگران، اين نهادهاي انتظامي و امنيتي هستند که صف آرايي نموده و در جهت ايجاد امنيت و آرامش به وظايف قانوني خود عمل مينمايند. اين صحنه مواجه اغتشاشگران و نيروهاي انتظامي, همواره به صحنه مظلوم نمايي جريان نفاق مبدل گرديده و رسانههاي دروغ پراکن اين جريان مدعي برخورد نظاميان با مردم! و هواداران اين جريان بودند.
روز قدس اولين فرصت براي مقابله همه جانبه ملت در سراسر کشور با اين جريان نفاق بود. صحنه اي که در يک سوي آن اغتشاشگران و منافقين قرار داشته و در ديگر سوي صفوف به همه پيوسته ملت. صحنهاي که خط نفاق هيچگاه جرات حضور در آن را نيافت و با حضور همه جانبه ملت به محاق رفت...
* * *
تجمع چند ده نفري اغتشاشگران که جرات حضور در صفوف ملت را نداشته و در حواشي منطقه راهپيمايي گردهم آمده بودند نيز قابل توجه است. به گفته شاهدان، برخي از اين سبزپوشان که گويا فراموش کرده بودند در ماه رمضان قرار دارند, با باطريهاي آب به راهپيمايي آمده بودند! شعارهاي مطرح شده توسط هواداران سران کودتا که مدعي تداوم خط امام هستند نيز جالب است: "نه غزه, نه لبنان, فقط فلات ايران", همچنين تاکيد بر شعار"مرگ بر روسيه"و "مرگ بر چين" به جاي شعار "مرگ بر آمريکا" و "مرگ بر اسرائيل" از جمله اين شعارهاست که ماهيت ضدانقلابي و نفاق گونه اين جريان را به خوبي عيان ميسازد. اينکه چطور مدعيان خط امام همچون موسوي و کروبي و خاتمي در چنين تجمعاتي حاضر گشته و اين افراد را هواداران خود ميخوانند و به آن افتخار هم مي کنند, سوال بي پاسخي است که سران کودتا بايد به آن پاسخ گويند...
ادامه مطلب
پناهندگان به بيگانه و کينه هاي ديرينه
با سخناني که از "حلقه خارج نشين" کودتاگران، در اين ايام انتشار يافته، عمق کينه و عداوت آنها نسبت به بنيان انديشه سياسي حضرت امام (ره) و رکن رکين انقلاب اسلامي که جايگاه ولايت فقيه باشد، بيش از پيش آشکار شده است...
* * *
آخرين نمونه از اين تلاشهاي ناکام، دست نوشته مرتدي چون حسين فرج دباغ معروف به سروش است که چند صباحي پيش با صراحت تمام, منکر آسماني و الهي بودن قرآن کريم گشته و آن را کلام بشري پيامبر(ص) خوانده بود که مملو از خطاهاي علمي و تاريخي است. وي پيش از انتخابات حمايت همه جانبه خود را از مهدي کروبي اعلام کرده بود. عدم اقبال مردم به کانديداي موردنظر وي که حتي از آراء باطله نيز, راي کمتري کسب نمود, دل بيمار روشنفکر موردنظرمان را بيش از پيش آشفته ساخته و کينههاي ديرينهاش را نسبت به نظام اسلامي و رهبري حکومت ديني به غليان در آورده است.
وي در اين نامه - که بيشتر به دست نوشته هاي گروهک منافقين شباهت دارد - خطاب به رهبري انقلاب, بيشرمانه مينويسد: «شما گفتيد که "حرمت نظام هتک شد" و آبروي آن به يغما رفت. باور کنيد که در تمام عمر خود خبري بدين خوشي از کسي نشنيده بودم. آفرين بر شما که نکبت و ذلت استبداد ديني را اذعان و اعلام کرديد. شادم که آخر الامر آه سحرخيزان به گردون رسيد و آتش انتقام الهي را برافروخت.«
اين "پشمينهپوش زشتخو" که ادبيات وزين پارسي را به خدمت انديشه فاسدش درآورده است، در بخشي ديگر از توهمات بوالهوسانه خود مينويسد: «ما نسل کامکاري هستيم. ما زوال استبداد ديني را جشن خواهيم گرفت. جامعه اي اخلاقي و حکومتي فراديني طالع تابناک مردم سبز ماست. »...
البته امروز تکليف "نويسنده مانيفست جمهوري خواهي" و "نافي کلام وحياني" در کنار "امام جمعه سبزپوشِ پناهنده به بيگانه" و "سياست مدار زن باره" براي ملت فهيم ايران مشخص است, اما آنچه در اين ميان محل تامل است سکوت سران داخلي فتنه سبز همچون موسوي و کروبي و خاتمي در برابر اين اظهار نظرهاست. امروز ملت ايران منتظر است تا شاهد اعلام برائت اين مدعيان خط امام از کلام خارج نشينان دشمن انديشه امام باشند و گرنه فرضيه همگرايي آنان با گنجي و سروش و کديور و مهاجراني به واقع نزديک خواهد شد.
ادامه مطلب
فرصتي براي توبه نخبگان
حوادث تلخ بعد از انتخابات 22 خرداد، فضاي تيره و تاري را براي نخبگان کشور ايجاد کرد و آنها را در معرض ابتلائي بزرگ قرار داد. در اين بين شاهد مواضع و رفتارهاي سياسي متفاوتي بوديم که متاسفانه برخي از آنها در چارچوب آموزههاي سياسي اسلام قابل تعريف نبوده و از منظر اخلاق سياسي ميتوان آن را جزو بداخلاقي هاي سياسي و گناهان کبيره فهرست نمود...
* * *
اما در صدر تمامي گناهان کبيره که از آن نمي تواند به سادگي گذشت, گناه عدم حمايت و تبعيت از رهبري نظام اسلامي است. متاسفانه در اين زمينه شاهد حوادث تلخي بوديم که در تاريخ انقلاب اسلامي نمونه هاي آن را به ندرت ميتوان يافت. اظهار نظرهاي غيرقانوني در برابر نظرات صريح رهبري, رفتارهاي ناصواب در برابر مواضع مشخص معظم له, تلاش براي بزرگنمايي فصل الخطابهاي بدلي براي تحت الشعاع قرار دادن آفتاب ولايت, از يک سو و از ديگر سو، سکوت تلخ و رفتارهاي عافيت طلبانه بزرگاني که ترجيح دادند وارد گود نشده و خود را سپر بلاي ولايت در برابر تيرهاي دشمنان قرار ندهند. تنها گذاشتن رهبري توسط نخبگان عافيت طلب و خواص منحرف آلوده به دنيا، بزرگترين گناه کبيره امروز نخبگان ماست...
* * *
شبهاي قدر فرصتي مناسبي براي توبه همگان است. اگر مردم و توده هاي ملت بايد از " گناهان متعارفِ فردي معمولي" توبه نمايند، نخبگان و خواص جامعه بايد هم از گناهان فردي و هم از گناهان بزرگتري که نظام اسلامي را مورد تعرض قرار دادهاند، استغفار کنند. با تمام وجود توبه کنيم, خداوند ما را خواهد بخشيد.
ادامه مطلب
تحليل وارونه و غلبه حاشيه بر متن
پديدههاي سياسي - اجتماعي را ميتوان از منظرهاي مختلفي مورد توجه قرار داد که البته همه اين نظرگاهها نميتواند حقيقت آن پديده را براي ما نمايان سازد و گاه حتي برداشتهاي انحرافي و چهرهاي وارونه را براي ناظر شناسا متصور ميسازد. در اين ميان اولين گام براي شناخت چنين پديدههايي انتخاب منظر صحيح تحليل است.
در اين ميان يکي از مولفههاي ضروري رسيدن به اين شناخت و تفکيک صحيح علت و معلول، و حاشيه و متن است. جابجاانگاري علت و معلول و تحت الشعاع قرار گرفتن متن توسط حواشي، موجب ميشود که تحليلگر به "شناختي وارونه" از مساله دست يافته و از فهم حقيقت ناکام بماند. و البته اين مکانيزم و روشي است که رسانههاي مغرض و منحرف براي ايجاد انحراف در افکار عمومي از آن استفاده ميکنند...
* * *
در حالي که اصل مساله بعد از انتخابات، خيانتي است که توسط جريان شکست خورده و مطرود اکثريت ملت طراحي شده و "دروغي بزرگي" است که چهره باشکوهترين انتخابات رياست جمهوري در سه دهه اخير را با لکه "تقلب" لجنمال کرده است, امروز تلاش ميشود تا حواشي مساله پر رنگ جلوه داده شده و تا حواس جامعه از توجه به اصل مساله پرت گردد!...
ادامه مطلب
پايان قهر با محفل بزرگان نظام اسلامي

... حضور رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام بعد از ماهها غيبت و "قهر با محفل بزرگان نظام اسلامي"، يکي از حاشيههاي قابل تامل در اين مراسم بود.
نامه سراسر ابهام آميز ايشان در 20 خرداد به رهبر معظم انقلاب که موجب دميدن بر آتش فتنه و اغتشاش گرديد و در شان يکي از مسئولين عالي رتبه نظام نبود, سکوت چند هفتهاي ايشان در برابر کودتاي سبز و اغتشاشات خياباني که موسوي و جريان دوم خرداد براي رسيدن غيرقانوني به قدرت بعد از بياعتنايي مردم به اين جريان در 22 خرداد, آغاز کرده بود، نشست و برخاست (و به نقل قولي هم قسم شدن!) با سران کودتاي سبز همچون موسوي و کروبي و خاتمي, سکوت ايشان در قبال فعاليت نزديکانشان در اغتشاشات اخير، عدم حضور در نماز جمعه تاريخي ملت ايران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي, عدم واکنش مناسب به تعريف و تمجيد و حمايت حضرت آيت الله خامنهاي از ايشان در نماز جمعه, عدم حضور در مراسم ديدار مسئولان نظام با رهبر معظم انقلاب اسلامي در روز مبعث، ايراد سخنان دو پهلو در نمازجمعهاي که در آن موسوي و کروبي به وي اقتدا نموده بودند, حرکت توهينآميز و ترک عامدانه تهران به قصد عدم حضور در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي, عدم حضور در مراسم تحليف رئيس جمهور در مجلس, بخشي از فهرست رفتار ابهام آميز هفتههاي گذشته هاشمي است, که موجب فاصله گرفتن وي از جبهه امت حزب الله در اين روزگار پر فتنه بود...
* * *
ابراز ارادت و بيعت دوباره هاشمي با رهبر معظم انقلاب اسلامي و موانست با مسئولين نظام اسلامي و فاصله گرفتن و جدا کردن حساب خود از سران فتنه گر کودتاي سبز، نه تنها خواست و آرزوي تمامي ملت حزب الله است، بلکه ضرورتي است که هاشمي براي بدست آوردن اعتبار و آبروي از دست رفته خود بدان سخت نيازمند است، و اين تغيير رويه ايشان بار ديگر اين اميد را در دل ملت انقلابي ايران زنده کرده است...
ادامه مطلب



