تبليغاتX
بیم موج

 

رهبران مستاصل و آينده نامعلوم فتنه سبز

 

وقتي که خبر حضور ميرحسين موسوي در عرصه انتخابات در بهمن‌ماه سال گذشته بطور گسترده‌اي شايع گرديد، کمتر کسي باور مي‌کرد که اين حضور بعد از غيبت 20 ساله از صحنه سياست اينقدر جدي باشد، که به کناره گيري يار ديرين موسوي يعني خاتمي بينجامد...

 

* * *

سياست تاکيد بر ابطال انتخابات، ايجاد اغتشاشات، زیر سوال بردن نهادهای قانونی، نامشروع خواندن رئيس جمهور منتخب، که در هفته هاي اول بعد از انتخابات در دستور کار فتنه گران قرار داشت، همگي ابتر مانده‌اند. حتي سياست به خيابان کشاندن هوادران به بهانه مناسبتهاي ملي – مذهبي چون روز قدس و 13 آبان نيز با عدم همراهي اندک هوادار باقي مانده در صف فتنه گران به شکست انجاميد و در آينده نزديک نيز مناسبت برجسته‌اي براي "ابراز وجود سبزپوشان" در صفحه تقويم‌ها يافت نمي‌شود. سران فتنه سبز به خوبي مي‌دانند که رنگ سبز در ميان امواج ميليوني ملت در راهپيمايي 22 بهمن مجال عرضه اندام نخواهد يافت و در صورت حضور نيز نتيجه انتخابات 22 خرداد با شدت بيشتري در اين راهپيمايي عظيم ميليوني ملت تجلي خواهد يافت، لذا اميد داشتن به اين سياست نيز براي ماههاي آينده نمي‌تواند چاره راه فتنه‌گران باشد. ضمن اينکه سياست دلخوش کردن به مناسبتها، سياستي راهبردي براي کودتاي مخملي نبوده و بطور مقطعي مي‌توانست جوابگو باشد که آنهم تاريخ مصرفش پايان يافته است...

 

* * *

آخرين راهکار که کورسوي اميدي را براي گذران اين روزها براي فتنه گران باقي گذاشته است، اتخاذ "سياست انگلي" براي تداوم حيات فتنه سبز است که با تلاش براي برجسته ساختن نقاط ضعف مديريتي کشور و ناکارآمد نشان دادن دولت دهم شکل مي‌گيرد. اجراي برنامه‌هايي چون طرح تحول اقتصادي که تحولي عظيم در اقتصاد کشور را در صورت اجراي صحيح و با تدبير آن به همراه خواهد داشت، سياستهاي ظريف و شکننده‌اي است که در صورت عدم اجراي صحيح، آثار اجتماعي و اقتصادي سوئي را به همراه داشته باشد و فرصت را براي ادامه حيات انگلي فتنه گران فراهم خواهد آورد...

 

* * *

آخرين فضاي زيست محيطي فتنه گران تنها با تدبير صحيح امور و افزايش کارآمدي مديريت کشور در سايه همکاري و تفاهم قواي سه گانه و ديگر نهادهاي تاثير گذار از بين خواهد رفت و موسوي را به اتخاذ مجدد سياست دو دهه گذشته خويش مطمئن خواهد ساخت.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در سه شنبه 1388/08/26 ساعت 10:18 | لینک ثابت |

 

سران خارج نشين کودتاي سبز

 

- قسمت اول -

 

در کنار ستاد جنگ رواني کودتاگران در داخل کشور, ستاد خارج نشين اين جريان نيز فعاليت هاي تبليغي و تخريبي خود را با شدت مضاف آغاز نمود. اعضاي اصلي اين ستاد را اغلب فراريان واداده اي تشکيل مي دادند که در اين سالها هر يک به بهانه اي دچار انحراف شده و از صفوف ملت جدا گشته و پناهندگي به بيگانگان را انتخابات نمودند. در مجموع اين جمع نامتجانس که کينه ها و عقده هاي مختلف آنها را در صف واحد ضديت با نظام اسلامي کشانده است را مي‌توان در پنج بخش زير تقسيم بندي نمود:

1- جمعي از روشنفکران سکولار که با حاکميت ديني و حکومت اسلامي تعارض بنيادي داشته و جمهوري اسلامي را انديشه‌اي پارادوکسيکال مي‌خوانند.

2- قلم بدستان و روزنامه‌نگاران مطبوعات زنجيره‌اي که صحنه گردان عرصه "شالاتانيزم مطبوعاتي" در دوران حاکميت دولت دوم خرداد بودند.

3- جمعي از چهره‌هاي افراطي جنبش دانشجويي که ايجاد اغتشاش و بلوا در دانشگاهها در بعد از دوم خرداد و خلق حوادث تلخي چون ماجراي 18 تير سال 1378، درگيري‌هاي خرم آباد, نقش داشته و ايجاد انحراف و استحاله در بخشي از جنبش دانشجويي را در اين دوران بر عهده داشتند.

4- بخشي از هنرمندان بريده از ملت و داراي ويژگي "کيش شخصيت" که هنر خود را در خدمت نظام سلطه و در ضديت با حکومت ديني قرار داده و اسلام و انقلاب را بزرگترين مانع در برابر ترويج انديشه هاي انحرافي‌شان در حوزه هنر مبتذل و گسترش اباحي گري ‌مي‌دانند و به اين بهانه به صف مخالفين پيوسته اند.

5- سلطنت‌طلبان، معاندين و ضدانقلابيون باسابقه، اعضاي گروهک منافقين و ديگر گروهکهاي ضدانقلاب

به غير از جريان پنجم، که سابقه سه دهه مقابله با انقلاب اسلامي را در پرونده دارند و برخي از آنها دستان ناپاک آلوده به خون جوانان وطن را در راستين دارند, چهره هاي شاخص 4 گروه اول, اغلب کساني هستند که نام و نشان ناچيز خود را نيز از انقلاب اسلامي وام دارند و اين روزها نمک خورده و نمکدان شکسته, قلم و زبان ناتوان خود را در خدمت تهاجم به انقلاب اسلامي قرار داده‌اند...

 

* * *

   

اکبر گنجي: «ما ايرانيان همانطورکه مردم داخل کشور گفتند ما هم به همراه آنها مي‌گوييم که اين آقاي احمدي‌نژاد رئيس جمهور ايران نيست و ما او را به رسميت نمي‌شناسيم و خواست مردم ايران اين است که اين آدم را به جايي که بيانيه حقوق بشر جهاني را انتشار داده، راه ندهند. اين يک خواست سياسي است، که ما داريم به جهان نشان مي‌دهيم که ما چگونه فکر مي‌کنيم.»

 

  

عبدالکریم سروش: «شايد بتوان گفت حکومت ديني به دو دليل نمي‌تواند بنا شود. يکي اينکه با قدرت نمي‌توانيد ايمان و عشق بسازيد و دوم اينکه اساس حکومت ديني بر تکليف بنا شده در حالي که روزگار ما روزگار حق مداري است. اين نکته خيلي مهمي است.»

 

 

 

محسن کديور: «ما مي خواهيم کشورمان به شيوه دمکراتيک بر اساس ارزشها اسلامي اداره شود. الگوي ما پيش نويس قانون اساسي سال ۱۳۵۸ خواهد بود که اثري از ولايت فقيه در آن نبود. به نظر من دوران ولايت فقيه هم به لحاظ عملي و هم نظري به پايان رسيده است. ولايت فقيه نه به لحاظ تئوريک و نه به لحاظ پراتيک قابل دفاع نيست.»

 

محسن سازگارا: «مسابقه استقلال و پرسپوليس که در استاديوم آزادي برگزار شد به ما نشان داد که زماني که اتحاد وجود دارد مي توان شعار داد و با همه ي تلاشي که حکومت کرده بود مردم کار خود را انجام دادند. حکومت چندين هزار را نفر از جانب خود به استاديوم فرستاده بود که من اسم اين افراد را گذاشته ام "آدم هاي چند کاره"، چون در عين حال که ممکن است که دانشجوي دانشگاه امام حسين سپاه يا دانشگاه امام صادق باشند، حکومت شب آنها را به زندان مي برد تا از زندانيان بازجويي کند و روز آنها را به خيابانها مي فرستد تا شعارها را از روي ديوارها پاک کنند و بعد آنها را به استاديوم مي برد تا براي حکومت فرياد بزنند و يا اينکه به آنها اسلحه مي دهد براي کشتن مردم و خلاصه اين که چندين کار را اين تعداد اندک انجام مي دهند. زماني هم همچون روز قدس که انبوه مردم به خيابان ها مي آيند مشخص مي شود که تعداد آن عده ي اندک حکومتي واقعا چقدر است. به هر حال همين عده از سوي حکومت به استاديوم رفته و سعي کردند با سر دادن شعارهايي با شعارهاي اکثريت مردم مقابله کنند.» 

 

- قسمت اول -                - قسمت دوم -                 - قسمت سوم -


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 10:47 | لینک ثابت |

 

سران خارج نشين کودتاي سبز

 

- قسمت دوم -

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 10:45 | لینک ثابت |

 

سران خارج نشين کودتاي سبز

 

- قسمت سوم -

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 10:43 | لینک ثابت |

 

تجلی پارادوکسهاي فتنه سبز در 13 آبان

 

 

آنروز که موسوي در فرداي انتخابات فرمان آشوبها را صادر نمود و اعلام کرد که تسليم راي ملت نخواهد شد و تا ابطال انتخابات پيش خواهد رفت, وارد بازي خطرناکي شد که معلوم بود نخواهد توانست آن را مهار نمايد. موسوي کوچکتر و ناتوان‌تر از آن بود که بتواند مديريت اين فتنه عميق را به عهده گيرد و کروبي ساده لوح‌تر از آن که بدنه فتنه‌گران وي را جدي گرفته و گوش به حرفش باشند و خاتمي عافيت‌طلب‌تر از آن که ياراي ايستادگي در معرکه‌هاي سخت را داشته باشد. بدين سان بود که طيف‌هاي مختلفي از ضدانقلاب و دستگاههاي جاسوسي نظام سلطه با اهداف و اغراض متفاوت در گستره فتنه سبز از بدنه تا راس آن نفوذ کرده و کار را از دست نامزدهاي کم اقبال انتخابات دهم خارج ساختند!

اين نفوذ نه تنها مديريت و راس فتنه سبز را دچار بحران ساخت, بلکه از سويي ديگر ايدئولوژي اين اقدام را نيز با معضل مواجه ساخت، بطوري که مي‌توان ادعا نمود امروز فتنه سبز در کنار نداشتن رهبري واحد و شايسته, از فقدان ايدئولوژي‌اي منسجم و فارغ از پارادوکس نيز رنج مي‌برد، مساله اي که به شدت موجب ريزش روز به روز اندک هواداران باقي مانده اين جريان شده است. عدم حضور هواداران فتنه سبز در مراسم 13 آبان (بعد از هفته‌ها تبليغات گسترده) به نحوي که جمع سبزها را در اين مراسم تا گروه‌هاي 30، 40 نفري کاهش داده بود, از وجود رفتارها و گفتارهاي متعارض و پارادوکسيکال در اين جريان حکايت دارد و گذر زمان نيز بر اختلافات ايجاد شده خواهد افزود...

 

* * *

موضع‌گيريهاي رنگارنگ تئوريسين‌هاي فتنه سبز درباره مساله تسخير لانه جاسوسي و روز مبارزه با استکبار جهاني را مي‌توان نقطه اوج آشکار شدن اين اختلاف نظرهاي 180 درجه‌اي دانست که از حمايت از انقلاب دوم تا نفي آن در حال نوسان داشت.

در حالي که ميردامادي, عضو زنداني حزب مشارکت و از حاضرين در لانه جاسوسي در نامه اي اعلام داشته که از تسخير لانه جاسوسي پشيمان نيست, و صانعي در بيانيه اش از جنايات امريکا و انزجار از آن مي‌نويسد, از آن سو شيخ ساده لوح مطرود امام (منتظري) در جواب سوالي در مورد  تسخير لانه جاسوسي اعلام مي‌دارد: " با آن عوارض منفي و حساسيت شديدي که بين مردم آمريکا به‏ ‏وجود آورد که هنوز آثار آن باقي است، معلوم شد که کار درستي نبوده"!...

 

* * *

فتنه سبز از تعارضات دروني همچون رهبري متفرق و ايدوئولوژي پارادوکسيکال به شدت رنج مي برد و راهي براي رهايي از آن وجود ندارد، چرا که اين تعارضات, ذاتي اين جريان بوده و با برون رفت از آن، ديگر فتنه سبزي باقي نخواهد بود. از ديگر سويي تداوم اين وضعيت نيز انتهايي جز زوال را براي فتنه گران به همراه نخواهد داشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در شنبه 1388/08/16 ساعت 8:41 | لینک ثابت |

 

بزرگداشت 13 آبان، نماد استحاله دفتر تحکيم وحدت

قريب به سه دهه از اقدام انقلابي دانشجويان مسلمان در تسخير سفارتخانه آمريكا در تهران - كه معلوم گرديد مركز جاسوسي آن كشور در ايران بوده است - مي‌گذرد...

* * *
اختلاف نظر دفتر تحکيم با شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در چگونگي برگزاري مراسم بزرگداشت روز 13 آبان، در سال 1370، که ريشه آن در اختلافات جناحهاي سياسي کشور در اين ايام داشت، موجب گرديد که در آن سال دفتر تحکيم وحدت از مراسم راهپيمايي عمومي روز 13 آبان که متولي برگزاري آن شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي بود جدا گرديده و مراسم جداگانه اي را در روزي ديگر برگزار نمايد.

* * *

مراسم سالهاي ابتدايي دهه 70 دفتر تحكيم وحدت با سخنراني اعضاي مجمع روحانيون مبارز چون آقايان محتشمي، هادي خامنه‌اي، کروبي، و ... توسط دفتر تحکيم برگزار شد. ادعاهاي تحکيم مبني بر پيشگامي در مبارزه با امريکا و متهم نمودن ديگر جريانات سياسي و تشکلهاي دانشجويي به "گرايش به امريکا"، از دفتر تحکيم تافته جدا بافته‌اي ساخته بود که کسي را ياراي رقابت با آن در اعلام مواضع ضد استکباري نبود!

* * *

با مرور زمان سايه استحاله و دگرديسي و نفوذ جريانهاي ليبرال بر اين تشکل دانشجويي سايه افکند و با گذر چيزي قريب به 4 سال، گفتمان حاکم بر اين تشکل تغيير نمود، به نحوي که نشانه‌هاي تغيير هويت و استحاله خود را در مراسم بزرگداشت 13 آبان نشان داد..

* * *

سياسي راد، عضو سابق شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت و يکي از ليدران پروسه دگرديسي تحکيم درباره وضعيت امروز تحکيم مي‌گويد: «امروز هيچ دانشجويي تصورش از دفتر تحكيم وحدت فاتحان لانه جاسوسي نيست و بسياري از فاتحان لانه جاسوسي نيز امروز موافق آن حركت خود نيستند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در سه شنبه 1388/08/12 ساعت 9:49 | لینک ثابت |

 

ايجاد بلوا و عذرخواهي از اوباما در 13 آبان

هر روز که مي‌گذرد، زواياي جديدي از انحرافات فکري سران فتنه سبز براي ملت آشکار مي‌گردد. آنروز که دانشجويان پيرو خط امام از ديوارهاي جاسوسخانه آمريکا در خيابان طالقاني تهران بالا رفتند تا اوج نفرت و انزجار ملت ايران را نسبت به اقدامات متجاوزانه شيطان بزرگ آمريکا به همه جهانيان نشان دهند، گمان نمي‌کردند که در حدود سه دهه بعد کساني که خود را به عنوان ميراث‌دار آن حرکت بزرگ جا زده‌اند، ادعا نمايند که "روز 13 آبان را بايد به عنوان روز دوستي ملت‌هاي ايران و آمريکا اعلام نمائيم"!...

 

* * *

محسن مخملباف که در انتخابات با صراحت از موسوي حمايت کرد و اين روزها در کنار محسن سازگارا تلاش خستگي ناپذيري!؟ را براي نجات جسم نيمه جان فتنه سبز از مرگ و زوال آغاز کرده است، در اين نامه خطاب به اوباما مي‌نويسد: «از سويي درک مي‌کنيم که حمله به سفارت امريکا و گروگانگيري کارمندان آن از سوي جوانان انقلابي ما ملت شما را عميقا رنجانده است و فراموش کردن آن براي شما بسيار دشوار است، به سهم خود از شما عذر مي‌خواهيم و اميدواريم که ما را ببخشيد.»!...

 

* * *

فتنه سبز که امروز دچار نوعي سردرگمي شده و سران آن ناتوان از ادامه راه، برنامه مشخصي براي حفظ هواداران ندارند، تلاش دارند تا با استفاده ابزاري از مناسبتهاي ملي، به نحوي حداقل هواداران باقي مانده را نيز حفظ نمايند. آنها اين بار نيز قصد دارند تا با تکيه بر گزاره "من اغتشاش مي‌کنم، پس هستم!" در صفوف ملت انقلابي شکاف ايجاد نمايند، غافل از اينکه تجربه ناموفق حضور ناچيز سبزپوشان در روز قدس، و عدم استقبال مردم از خلق جشن تولدهاي ساختگي براي موسوي و کروبي و خاتمي در مهرماه، خبر از ابتر ماندن اين سناريو براي روز 13 آبان مي‌دهد...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در یکشنبه 1388/08/10 ساعت 9:10 | لینک ثابت |

 

نماد جهل و جسارت در فتنه سبز

 

 

يکي از ابزارهاي سوء استفاده جريانهاي فتنه گر و انحرافي، بهره برداري از چهره هاي ساده لوحي است که "جهل" و "جسارت" آنها به خوبي مي تواند تامين کننده منافع فتنه گران باشد. اگر اين ساده لوحان اتفاقا سابقه مثبت و وجاهتي نيز در جامعه داشته باشند، همه چيز براي بهره برداري تکميل خواهد شد. داستان تلخ و غم انگيز سوء استفاده از "منتظري" توسط باند مافيايي "مهدي هاشمي معدوم"، نمونه اي از اين سناريوست که ضربه غيرقابل جبراني را به بدنه نظام وارد نمود و سرانجام با عزل "شيخ ساده لوح" به پايان رسيد.

گويا اعتبار اين سناريو در تاريخ انقلاب اسلامي هنوز به پايان نرسيده است و اين بار "مهدي کروبي" قصد دارد تا نقش شيخ ساده لوح کودتاي سبز را بازي نمايد. و متاسفانه حوادث اتفاق افتاده پس از انتخابات 22 خرداد، نشان داد که کروبي مشخصات و ويژگي هاي لازم را براي حضور در اين نقش دارد!

 

* * *

آخرين اقدام وي که گام را از دايره جسارت فراتر نهاده و به وادي "اهانت" به ساحت مقدس مرجعيت عظام شيعه کشانده شده است، انتشار نامه وهن آلود و توهين آميزي است که به محضر آيت الله العظمي نوري همداني نوشته شده و مملو از عبارات و ادعاهاي توهين آميز و دروغيني است که توسط جريان پشت پرده فتنه سبز طراحي و با امضا کروبي منتشر گرديده است. وي در اين نامه در اقدامي، تلاش دارد تا جايگاه مرجعيت را در طول تاريخ شيعه به مرجع عاليقدر آيت الله العظمي نوري همداني بشناساند! و چگونه اعلام مواضع سياسي را به معظم له گوشزد نمايد!؟ غافل از اينکه در مسير خطرناکي گام نهاده که به از دست دادن آخرين مقدار از مشروعيت وي در نزد مردم مسلمان و علاقه مند به مرجعيت ختم خواهد شد.

 

* * *

کروبي بايد فارغ از فضاي کاذب و وهم آلود ايجاد شده توسط ستاد تبليغاتي کودتاگران، بيش از پيش در مورد شان و اعتبار خود در جامعه تحقيق نمايد و بداند که کوچکتر و کم اعتبار تر از آن است که بخواهد در جايگاه "زعيم و بزرگ قوم" قرار گرفته و راه و رسم مرجعيت را به عالم بصيرت و وارسته اي چون آيت الله العظمي نوري همداني بياموزد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در دوشنبه 1388/08/04 ساعت 1:3 | لینک ثابت |
 
business article