نبايدهاي مداحي
در نگاه حضرت آیت الله خامنه ای
مداحها بدانند چه ميخوانند!
مداحها بدانند چه ميخوانند و چه ميگويند. صداي خوش، آهنگ قشنگ، موقعيت ممتاز، تريبون خوب، اقبال فراوان؛ امروز هم كه جوانها بحمداللَّه جامعه و كشور ما را با صفاي دلِ خودشان مصفا كردهاند - اين همه جوان در اين كشور وجود دارد - همه متوجه شماست. شما چه ميخواهيد به مردم بدهيد؟ اينكه من هميشه روي آنچه ميخوانيد و آنچنان كه ميخوانيد - در جلسهي مداحها و با افراد گوناگون - تأكيد ميكنم، بهخاطر اين حساسيت است.
بيانات در ديدار مداحان و ذاكران اهل بيت(ع)، 5/5/84

بازي كردن با مسئلهي مداحي سزاوار نيست!
بازي كردن با مسئلهي مداحي سزاوار نيست. مداحي را به صورت يك كار صرفاً سطحي، شكلي، ظاهري در آوردن، آن را عبارت اخراي تقليد از يك كار مبتذل غربي قرار دادن، هيچ جائز نيست. اين را توجه بكنند، بخصوص جوانها كه توي اين صراط وارد ميشوند. هيچ اشكالي ندارد كه از شعري با زبان مردم استفاده شود، ليكن با مضمون درست، با مضمون صحيح. اگر چنانچه مداح و خواننده ما و ستايشگر اهل بيت (عليهمالسّلام) از كساني كه خودشان غرق در حيرت و بدبختياند - وادي هنري غرب، بخصوص هنر موسيقيشان كه به ابتذال كشانده شده - و در وادي حيرت و سردرگمي شيطاني و نه حيرت رحماني هستند، اين كار شريف و پاكيزه و مقدس را الگوگيري كرد، اين كار ناسزاوار است؛ كار ناشايستي است.
بيانات در ديدار مداحان و ذاكران اهل بيت(ع)، 4/4/87
ادامه مطلب
حلقه وصل حوزه و دانشگاه
در كنار تحصيل در حوزه به تحصيل علوم جديده پرداخت و مدارج مختلف تحصيلات جديده را نيز گذراند وي پس از مدت نسبتاً كوتاهي موفق به اخذ درجه دكتري (P.H.D) در رشته فلسفه گرديد.
* * *
رهبري مبارزات انقلابي در "مسجد جاويد" و بعد از آن در "مسجد قبا"، سالها برعهده آيت الله مفتح بود. وي اين مساجد را به عنوان بزرگترين سنگر در جريان مبارزات انقلاب اسلامي مبدل ساخته بود که اغلب حاضرين در آن را جوانان انقلابي تشکيل مي دادند.
|
شهید مفتح در میان عده ای از اساتید دانشگاه |
حضرت آيت الله خامنه اي، دوست شفيق و يار و همرزم آيت الله مفتح درباره ويژگي ممتاز ايشان در ايجاد پيوند جوانان با اسلام چنين ميگويد:
«مرحوم شهيد مفتّح علاوه بر اينكه يك روحاني برجسته و فداكار و روشنفكر و آشناي به نياز زمان بود، خصوصيتي داشت كه در تعداد معدودي از فضلاي آن زمان اين خصوصيت ديده ميشد. آن، قدرت ارتباطگيري با نسل جوان و دانشجويان و كساني بود كه مايل بودند پيام دين را با زبان روز از يك روحاني و يك عالم به دين بشنوند. لذا هم در دوران قبل از انقلاب و هم بعد از پيروزي انقلاب، ميدان كار اين مرد روحاني بزرگوار، غالباً منطقهي جوانان - بخصوص دانشجويان - بود؛ هم در مساجدي كه ايشان حضور پيدا ميكرد و هم در سخنرانيهايي كه در محيط كار و شغل معمولي خود داشت. تصادفي هم نيست كه روز اتّحاد دانشجو و روحاني، يا حوزه و دانشگاه، روز شهادت ايشان قرار داده شد؛ چون انصافاً حلقهي وصلي بود كه متناسب با چنين خصوصيتي مينمود. خداي متعال پاداش اين شهيد عزيز را داد، و آن شهادت بود. شهادت پاداش بزرگ و اجر عظيمي است و خداي متعال بندگان صالح خود - از جمله اين بندهي صالح - را از اين اجر محروم نكرد.»(26/9/78)
لحظاتی پس از سوءقصد در دانشكده الهیات و معارف اسلامی ،27 آذر 1358
ادامه مطلب
همتش را در راه استقرار حاکميت الله صرف کرد
... با شروع نهضت روحانيت در سال 1341 مبارزه ايشان با رژيم شاه که از زمان رضاخان ادامه داشت، علني وآشکار گرديد و شبهاي جمعه پس از دعاي کميل سخنراني سياسي و تهييج کننده ايشان تا نيمه خرداد 42 در جمع انبوه شنوندگان نقش بزرگي در پيشبرد انقلاب داشت و نوار سخنرانيهاي ايشان تا اقصي نقاط ايران منتشر ميگرديد. در خرداد 42 بازداشت و به تهران اعزام گرديدند و پس از آزادي از زندان مدتي نيز تبعيد و در سال 43 نيز مجددا زنداني و تبعيد گرديدند و در سال 56 نيز مدتي زنداني و يا در منزل محاصره و تحت نظر بودند و با تمام اين فشارها حاضر به مذاکره و مصالحه با رژيم پهلوي نشدند و پرچم مبارزات مردم فارس را در اين مدت پانزده ساله بر دوش داشتند...

حضرت آيت الله خامنهاي:
«او از نخستين کساني بود که پرچم تبليغ انقلاب اسلامي را در سخت ترين شرايط در استان فارس برافراشت و بر معابر مجامع نام امام امت را بر زبان جاري ساخت، و با دستگاه ظلم و جور به مبارزه برخاست. اين چهره پارسا و پرهيزگار در بهترين بخش از عمر پر برکتش بياعتنا به زخارف دنيوي، همت و نيروي خود را در راه استقرار حاکميت الله صرف کرد و به ياد خدا دل خوش بود که "علي بذکرالله تطمئن القلوب".»(20/9/60)
ادامه مطلب
مرد تنهاي جنگل
ميرزا کوچک خان که در آن دوران يک طلبه بود و افکار آزادي خواهانه داشت به مجلس اتحاد پيوست. در سال 1294 شمسي به جاي مجلس اتحاد (هيئت اتحاد اسلام) از يک گروه هفده نفري در رشت تشکيل گرديد. بيشتر افراد اين گروه روحاني بودند و ميرزا کوچک خوان عضو موثر آن بود. اين هيئت هدف خود را خدمت به اسلام و ايران اعلام کرد و بزودي ميرزا کوچک خوان رهبري آن را به عهده گرفت. پس از اشغال نواحي شمالي ايران از سوي ارتش روسيه تزاري هيئت اتحاد اسلام به مبارزه با ارتش تزاري پرداخت و يک گروه مسلح به عنوان فدايي تشکيل داد و رهبري آن را ميرزا به عهده گرفت و تا پايان سال 1296 شمسي بخش وسيعي از گيلان و مازندران و طارم و آستارا و طالش و تنکابن زير نفوذ کميته اتحاد اسلام در آمد. اين کميته «نهضت جنگل» يا «حزب جنگل» ناميده شده است.

حضرت آيت الله خامنهاي:
وقتي جوان گيلاني سر قبر ميرزا كوچكخان ميرود و ميبيند اين مرد تنها، اين مرد باايمان و باصفا، اگرچه در وسط جنگلهاي گيلان در مظلوميت مرد، اما شخصيت خودش را در تاريخ ايران تثبيت كرد؛ مرد، اما يك مشعل شد. ما در دوران مبارزهي خودمان، هر وقت نام ميرزا كوچكخان را به ياد ميآورديم و شرح حال او را ميخوانديم، نيرو ميگرفتيم. او از همت و اراده و شخصيت و هويت خود خرج كرد، براي اينكه به يك نسل هويت و شخصيت و نيرو و اراده ببخشد. اين بسيار ارزش دارد. امثال او تعدادي بودند كه در غربت مبارزه كردند، در غربت هم مردند؛ اما ميبينيد كه امروز غريب نيستند. جريان تاريخ، جريان عجيبي است. نگذاشت و نخواهد گذاشت شيخ فضلاللهها و ميرزا كوچكخانها و خيابانيها و امثال اينها، همچنان كه غريب مردند، غريب بمانند. دشمنان ميخواهند اين مفاخر را از دست جوان ايراني بگيرند.» (12/2/80)
ادامه مطلب
اولين دشمن رضاخان
مطابق با اصل دوم متمم قانون اساسي ايران در دوره دوم مجلس، از سوي فقها و مراجع تقليد شهيد مدرس به عنوان مجتهد طراز اول برگزيده شد تا به همراه چهار نفر از مجتهدان ديگر به مجلس رفته، بر قوانين مصوب آن نظارت داشته باشد و اين سرآغاز حضور بيهمتاي مدرس در صحنه سياست ايران زمين بود. وقتي كه مدرس قدم به ساحت مجلس گذاشت کسي گمان نميکرد اين سيد لاغر اندام با عصاي چوبي و لباس كرباس بزودي تمام امور را به دست گرفته و در بحث و استدلال كسي حريفش نشود...
حضرت آيت الله خامنهاي به نقش تاريخي شهيد مدرس چنين اشاره مينمايند: «هنگامي که توطئه استعمار کهنه کار انگليس، رضاخان را وارد صحنه سياست و قدرت کرد، مدرس اولين کسي بود که دريافت دشمنان اسلام چه نقشه خطرناکي براي ملت ايران کشيده اند. شناخت ماهيت مزدور رضاخان و پيشبيني عاقبت شومي که سلطه و سلطنت او ميتوانست به بار آورد، در آغاز براي همگان آسان نبود، کمتر کسي ميتوانست از وراي آن همه ادعا و تظاهر که همچون نقابي صورت کريه رضاخان را پوشانده بود، چهره او را تشخيص دهد و در ميان آن گروه معدودي که صاحب تشخيص بودند کمتر کسي اين شهامت را داشت که آنچه که دانسته بر ملا کند و از همان ابتداي امر قد علم کرده به او مخالفت برخيزد. در چنين حالي مدرس کسي بود که با فراست خويش، هم ماهيت ضد اسلامي و ضدمردمي رضا خان را تشخيص داد و هم با شجاعت کم نظيري با او به مبارزه برخاست.» (10/9/63)
ادامه مطلب
شاعر همه عصرها
در آسمان پر ستاره شعر و ادبيات فارسي، شاعر شکر شکن زبان فارسی، خواجه حافظ شيرازي، چون ماه تاباني ميدرخشد. لسان الغيب، شاعر و غزلسراي بزرگ قرن هشتم و يکي از سخنوران نامي جهان است و بسياري وي را بزرگترين شاعر ايراني تمام دورانها ميدانند. بيشتر اشعار حافظ غزل ميباشد و بنمايه غالب غزليات او عشق است.
* * *
حضرت آيت الله خامنهاي طي سخناني در مراسم افتتاح کنگره بزرگداشت حافظ، در مقام تجليل از او چنين ميفرمايد: «حافظ شيرازي، شاعر همه عصرها و قرنهاست. حافظ بدون شک درخشانترين ستاره فرهنگ و شعر فارسي است و در طول اين چند قرن تا امروز هيچ شاعري را نداريم که به قدر حافظ در اعماق و زواياي جامعه ما و ذهن و دل مردم ما نفوذ کرده و حضور داشته باشد. حافظ از عرفاي ادبي "بي خود از خود" و مجذوب جلوه هاي الهي است.
حافظ شاعري است که ديوان او تا امروز هم پرفروش ترين و پرنشرترين بعد از قرآن است و ديوان واو در همه جاي اين کشور و بسياري از خانه ها يافت مي شود و با حرمت در کنار کتاب الهي گذاشته شده است.
حافظ شاعري است که نفس و معني و محتوي را با هم به اوج رسانيده و در هر مقوله که سخني گفته، شيرين ترين و مجذوب ترين را سروده است.
حافظ حامل فرهنگ و ادبيات است و زبان فاخر او در اوج زبان فارسي قرار دارد و ما اين زبان را بايد ارج نهيم و از آن معراج بسازيم بسوي اين زبان پاک، پيراسته و والا حرکت کنيم.»(28/7/67)
ا
ادامه مطلب
نکات حکمتآميز حيدر بابا
محمد حسين بهجت تبريزي در سال 1285 هجري شمسي در روستاي «خوشکناب» آذربايجان متولد گرديد. او در خانوادهاي متدين و اهل فضل پرورش يافت. پدرش حاجي مير آقاي خوشکنابي از وکلاي مبرز و فاضل و عارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنويسي توانا مشهور حدود خود گشته بود.
* * *
ايشان همچنين با اشاره به خصوصيات فردي و اخلاقي شهريار افزودند: «شهريار شخصيتي نظيف، متواضع، حقپرست، پارسا، صميمي و صادق بود که به دليل استقلال فکري هيچگاه حاضر نشد کالاي شعر خود را به اربابان قدرت بفروشد.»
* * *
بخشيهايي از سروده شهريار در وصف امام جمعه تهران ميتواند حکايتگر ارادت متقابل وي به حضرت آيت الله خامنه اي باشد:
اي غريو تو ارغنون دلم/ سطوت خطبهات ستون دلم
خطبههاي نماز جمعه تو/ نقشه حمله با قشون دلم
چه فسوني است در فسانه تو/ كه فسانهات از او فسون دلم
با دلي لالهگون ترا گوشم/ اي لبت لعل لالهگون دلم
...
در ركوع و سجود خامنهاي/ من هم از دور سرنگون دلم
خاصه وقت قنوت او كز غيب/ دستها ميشود ستون دلم
...
شهريارم لسان حافظ غيب / شعر هم شاني از شئون دلم
ادامه مطلب
نويسنده کتاب "خدمت و خيانت روشنفکران"

* * *
درباره جلال آل احمد شخصيتهاي متعددي سخن گفتهاند که از جمله آنها ميتوان به حضرت آيت الله خامنهاي اشاره نمود که در مناسبتهاي مختلف نظراتشان را درباره جلال ارائه کردهاند. آيت الله خامنهاي در سخنراني مفصل خود در جمع دانشجويان دانشگاه تهران 22/2/77 ضمن "صادق و مخلص خواندن جلال آل احمد" در بين روشنفکران، در توصيف کار بزرگ جلال در نوشتن کتاب "خدمت و خيانت روشنفکران" ميگويد:
«بعد از 28 مرداد، از لحاظ نشان دادن انگيزههاي يك روشنفكر در مقابل يك دستگاه فاسد، سكوت عجيبي در فضاي روشنفكري هست. خيلي از كساني كه در دههي بيست مورد غضب دستگاه قرار گرفته بودند، در دههي سي به همكاران مطيع دستگاه تبديل شدند! آل احمد در كتاب «خدمت و خيانت روشنفكران»، از همين روشنفكري دههي سي حرف ميزند. آل احمد اين كتاب را در سال چهل و سه شروع كرده، كه تا سال چهل و هفت ادامه داشت. سال چهل و هفت كه آل احمد به مشهد آمد، ما ايشان را ديديم. به مناسبتي صحبت از اين كتاب شد، گفت مدتي است به كاري مشغولم؛ بعد فهميديم كه از سال چهل و سه مشغول اين كتاب بوده است. او از ما در زمينههاي خاصي مطالبي ميخواست، كه فكر ميكرد ما از آنها اطلاع داريم. آنجا بود كه ما فهميديم او اين كتاب را مينويسد. اين كتاب بعد از فوتش منتشر شد. يعني كتابي نبود كه در رژيم گذشته اجازهي پخش داشته باشد؛ كتاب صددرصد ممنوعي محسوب ميشد و امكان نداشت پخش شود.»
ادامه مطلب
مرد پولادين عرصههای گمنامی

* * *
حضرت آيت الله خامنه اي که خود از پيشگامان مبارزه در اين دوران است در وصف فعاليتهاي مبارزاتي اسدالله لاجوردي مي فرمايند: «من از قبل از انقلاب - دههي چهل - ايشان را ميشناختم. در آن دوره، ايشان در چشم خود من و بيشتر كساني كه در خط مبارزه بودند، فردي پولادين به حساب ميآمدند... واقعا آدمي بودند كه در ميدانهاي سخت هميشه حاضر بودند و هيچ ابايي از ورود در كارهاي دشوار نداشتند.» (12/6/77)
ادامه مطلب
ياد امام در محفل آزادگان

دو هفته پس از اشغال نظامي كويت توسط ارتش صدام و 2 روز پس از آن که صدام در نامهاي به آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور وقت ايران بار ديگر عهدنامه 1975 الجزيره را پذيرفت و به شرايط ايران براي پايان جنگ تسليم شد, اولين گروه آزادگان در روز 26 مرداد ماه سال 1369 از مرز خسروي پاي به خاکي نهادند که چندين سال پيش براي دفاع از آن, جامه اسارت را به تن کرده بودند.
* * *
اولين عباراتي که معمولا در "محفل آزادگان" بر زبان ميآمد يادکرد باغبان لاله ها و امام آزادگان؛ حضرت امام خميني(ره) بود که غم فقدان وي بر آن جمع دلنشين، سنگيني ميکرد. عباراتي چنين توصيف آن شرايط است که از زبان آيت الله خامنهاي ايراد گرديده: «مكرر فكر ميكنم كه جاي امام چقدر خالي است. اگر آن باغبان چيرهدست و آن پدر مهربان بود، چه لذتي ميبرد كه ببيند نهالهاي برومند و فرزندان دلاورش، بعد از سالهاي متمادي اسارت در دست دشمنان، چگونه بالنده و سربلند و عازم و پُرشور برگشتهاند و دست تطاول روزگار نتوانسته است كمترين تأثير منفي را بر روحيه و روحها و جانهاي منور آنها بگذارد.»(1/6/69)
ادامه مطلب
دل همه ميلرزيد؛ كه آيا ميتواند؟

در بين رزمندگان دلاور ارتش جمهوري اسلامي، نام شهيد بزرگوار تيمسار عباس بابايي چون ستاره اي تابناک ميدرخشد. شهيد بابايي در سال 1329، در شهرستان قزوين ديده به جهان گشود. دوره ي ابتدايي و متوسطه را در همان شهر به تحصيل پرداخت و در سال 1348، به دانشكده خلباني نيروي هوايي راه يافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتي براي تكميل دوره به آمريكا اعزام شد. شهيد بابايي در سال 1349، براي گذراندن دوره خلباني به آمريكا رفت و بعد از گذران موفق دوره با کسب مدرک عالي خلباني به ايران برگشت...
* * *
شهيد بابايي از عناصر مورد علاقه و اطمينان آيت الله خامنهاي بود و معظم له همواره از ايشان به بزرگي ياد کرده و وي را به عنوان "جوان غيور، مؤمن، شجاع، كارآمد و مخلص" معرفي مينمايد و در وصف وي ميگويد: ميان رزمندگان - چه ارتش و چه سپاه - شهيد "بابايي" يك انسان بزرگ و يك چهرهي ماندگار و فراموش نشدني است...
ادامه مطلب
پذيرش قطعنامه 598 يك مسألهي داخلي بود

قطعنامه 598 ، هشتمين قطعنامهاي بود كه شوراي امنيت سازمان ملل از ابتداي تجاوز علني رژيم بعثي عراق به جمهوري اسلامي ايران ، در تاريخ 29 تيرماه 1366 صادر كرده بود. همه قطعنامههاي قبلي به علت جهت گيري ناعادلانه آنها از سوي ايران رد شده بود اما در ابتداي صدور قطعنامه 598 بعلت نكات مثبتي كه در اين قطعنامه گنجانده شده بود از سوي جمهوري اسلامي اعلام شد كه ايران جاي بحث و مذاكره در اين قطعنامه ميبيند و آن را نه رد كرد و نه قبول ميکند...
* * *
حضرت آيت الله خامنهاي: قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشكلاتي بود كه مسؤولين آن روزِ امورِ اقتصادي كشور مقابل روي او گذاشتند و نشان دادند كه كشور نميكشد و نميتواند جنگ را با اين همه هزينه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذيرفت. پذيرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهديد امريكا نبود؛ بهخاطر اين نبود كه امريكا ممكن است در امر جنگ دخالت كند. چون امريكا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت ميكرد. وانگهي؛ اگر همهي دنيا در امر جنگ دخالت ميكردند، امام رضواناللَّه عليه، كسي نبود كه رو برگرداند. بر نميگشت! آن، يك مسألهي داخلي بود؛ مسألهي ديگري بود...
ادامه مطلب
هيچ كس بهخاطر غفلت ستايش نميشود!
درج نامه محرمانهاي با تيتر جنجالي «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است» توسط روزنامه سلام و به تبع آن توقيف روزنامه سلام با شکايت وزارت اطلاعات، بهانه اي بود تا شب جمعه (18/4/78) اطلاعيهاي دستنويس بين افراد کوي دانشگاه تهران تسط دستهاي پنهان و مشکوک توزيع شود که در آن از دانشجويان خواسته شده بود در اعتراض به توقيف روزنامه سلام تجمع و راهپيمايي نمايند.
ساعت 30/22 همان شب حدود 150 نفر در کوي دانشگاه جمع شده و از کوي خارج ميشوند و به خيابان ميآيند. حضور نيروهاي انتظامي و هدايت تظاهرکنندگان به داخل کوي در ادامه کار سنگ پراکني و شعارها و اهانتها و فحاشي عدهاي افراد مشکوک و مجهولالهويه فضا را پر تنش ميکند و در اين بين سه نفر از سربازان نيروي انتظامي توسط اين افراد به گروگان گرفته ميشوند. عليرغم هشدار نيروهاي انتظامي اهانتها ادامه يافته و دانشجويان حاضر به آزادي گروگانها نميشوند. در اين ميان، صبر نيروي انتظامي به سرآمده و در اشتباهي تاريخي، دستور حمله به کوي دانشگاه توسط «فرمانده نوپو» صادر ميشود و در اين ميان به تعدادي دانشجوي بيگناه که در ماجرا نقشي نداشتند نيز صدمه وارد شده و خوابگاه آنان نيز تخريب ميگردد.
روز جمعه 18/4/78 ، دفتر تحکيم وحدت و برخي جريانهاي مشکوک دانشجويي ، آتش بيار معرکه شده و حادثه شب گذشته کوي را به بحراني ملي مبدل ميسازند. جريانهاي سياسي فرصتطلب نيز وارد ميدان شده و با تحرک دانشجويان خواستار تداوم تجمعات و کشاندن آن به بيرون دانشگاه ميشوند و در اين ميان راديوهاي بيگانه نيز وارد صحنه شده و با اعلام اخبار جعلي و دروغين، فضا را متشنج ميسازند. ...
ادامه مطلب
از شجاعت ايشان،
مردم يزد هم شجاعت يافته بودند
... در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي شهر يزد به يکي از پايگاههاي اصلي انقلاب مبدل گرديد. چهلم شهداي تبريز در فروردين ماه سال 1357 در اين شهر برگزار شد که خود يکي از عوامل شعله ور شدن آتش انقلاب اسلامي بود. همه اين اقدامات به محوريت و برکت وجودي آيت الله صدوقي صورت ميگرفت و اشراف و احطه ايشان به امور شهر به نحوي بود که ميتوان گفت که "يزد مدتها قبل از سقوط رسمي رژيم در 22 بهمن 57 سقوط کرده بود."
... حضرت آيت الله خامنه اي که از دوستان و همرزمان آيت الله صدوقي در عرصه مبارزه با رژيم پهلوي بوده اند ماجراي نفوذ و تسلط ايشان بر شهر يزد را چنين توصيف ميکنند:
«اواخر سال 57 شايد آبان و آذر بود که من از تعبير برميگشتم، سر راه که به يزد آمدم، وقتي رفتم مسجد ايشان ديدم گويا اينجا جزء محيط کشور ايران نيست و در مسجد ايشان خيلي آزاد اعلاميه هايي را به ديوار زده بودند و مردم مي آمدند مي خواندند، در صورتي که اين اعلاميه ها فوق العاده تحريک آميز بود ... مثلا طريقه ساختن کوکتل مولوتوف و نارنجک دستي را براي مقابله با عوامل دستگاه حکومت به ديوار زده بودند و مردم هم خيلي راحت ميآمدند و ميخواندند و جالب اين است که کسي هم جرات نميکرد برود در مسجد ايشان و اينها را بردارد. خود آن بزرگوار هم هر شب به مسجد مي رفت و جمعيت بسيار انبوهي را که در مسجد جمع مي شدند با بيانات خودش ارشاد ميکرد و مطالبي را عليه دستگاه و عليه مقامات دستگاه صريحا ميگفت و لذا بود که از شجاعت ايشان مردم يزد هم شجاعت پيدا کرده بودند.« (11/5/61) ...
ادامه مطلب
وقتي در جلسه بهشتي بود،
خاطرت آسوده بود
يکي از مهمترين مسائلي که پس از پيروزي پيش روي انقلابها قرار ميگيرد, ضرورت وجود کادرهاي توانا, کارآمد, متعهد و انقلابي است که بتوان مسئوليتها را با اطمينان کامل به ايشان سپرد. در اين ميان به خاطر شرايط سخت انقلابي و نبود فرصت لازم و ساختار مناسب جهت شناخت و گزينش افراد, فرصتطلبان با تظاهر به انقلابيگري در صدد آن بر ميآيند تا با نفوذ در لايحهها و سطوح مختلف انقلابيون مسئوليتهاي کليدي را برعهده بگيرند. انقلاب اسلامي نيز از اين فرآيند مستثني نبود.
* * *
آيت الله خامنه اي از همراهان و ياوران آن شهيد بزرگي که زمان آشنايي اش با شهيد بهشتي به سالهاي دهه 30 مي رسد درباره برخي از ويژگيهاي ممتاز شخصيت دکتر بهشتي چنين مي گويد: «او داراي فکر بلندي بود، مغز قوي و فعالي داشت، علاوه بر اين داراي اراده و روحيه ممتازي بود، بر خود و احساسات خويش شديداً غالب بود، يک فرد بيشتر متفکر بود تا احساساتي، اگر چه گاهي اوقات احساسات او هم يک جمعيت ميليوني را به جوش مي آورد... از جمله خصوصيات آقاي بهشتي اين بود که کارها را از بنيان شروع مي کرد، با رژيم هم که مبارزه مي کرد، مبارزه اي بنياني بود... همه چيز را مي شد روي دوش او گذاشت و در همه مشکلات مي شد به فکر او متکي شد. ... وقتيکه انسان يک فکر و شورايي را ميکرد و يک کاري را ميخواست اقدام بکند و ميترسيد که مبادا گوشه اي از آن عيب پيدا بکند وقتي در جلسه بهشتي بود آدم خاطرش آسوده بود.»
ادامه مطلب
دو یار دیرین: چمران و خامنه ای

تحصيلکرده مدرسه البرز و دارالفنون, در بازار آهنگرها واقع در خيابان پانزده خرداد تهران در سال 1311 متولد شد و سالها بعد در دانشکده فني دانشگاه تهران در رشته الکترومکانيک خوب درس خواند تا بتواند به عنوان شاگرد اول با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريکا اعزام شود و پس از تحقيقات علمي در جمع معروفترين دانشمندان جهان در دانشگاه کاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريکا - برکلي- با ممتازترين درجه علمي در رشته دکتراي الکترونيک و فيزيک پلاسما حاضر گردد. اما اين تنها يک منظر از زندگاني دکتر مصطفي چمران است...
* * *
شهيد چمران از هنگام ورود به ايران با آيت الله خامنه اي ارتباط نزدیکی داشت و اين دو در امر دفاع مقدس و شوراي عالي دفاع همکاري تنگاتنگي داشتند. اولين آشنايي و مواجه اين دو نيز به مسائل نظامي بر ميگردد که آيت الله خامنه اي از آن روز چنين ياد ميکند:
«کميتهاي در نخست وزيري تشکيل شد که درباره مساله ارتش بحث و مشورت کند و در مواردي هم تصميم گيري ميکرد که من و ايشان هر دو عضو اين کميته بوديم. در بدو تشکيل اين کميته اولين روزي که ايشان دعوت شده بودند, من وارد شدم و قيافه مهربان و صميمي و متواضع و دوست داشتني چمران را اول بار در آنجا ديدم... وقتي نشستم ديدم مثل اين که او هم با من آشنا بوده و خيلي زود احساس کردم که يک انسان اهل ذوق و معنويت و علاقمند به هنر و هنرمند است, چنانکه در همه حرکات و سکنات او اين حالات محسوس بود»
ادامه مطلب
حزباللّهی غیورِ شاهنامه!
به بهانه 25 اردیبهشت, روز بزرگداشت فردوسی
در میان صاحب سخنان آسمان ادب فارسی، بی شک فردوسی ماه تابناکی که پرتو آن تا به امروز روشنگر عرصه ادبیات این سرزمین بوده است. حکیم ابوالقاسم فردوسی که او را بزرگترین شاعر دوره سامانی و غزنوی میتوان نامید، در طبران طوس به سال 329 هجری بدنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و در آن ولایت مکنتی داشت. از احوال او در عهد کودکی و جوانی اطلاع درستی نداریم؛ اینقدر معلوم است که در جوانی از برکت درآمد املاک پدر به کسی محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهیدستی افتاده است...
* * *
حضرت آیت الله خامنه ای نیز که خود از صاحبنظران در عرصه ادبیات و هنر این سرزمین است، طی سخنانی در وصف شاهکار جاودان فروسی و شخصیت برجسته شاهنامه: «اسفندیار» چنین میفرمایند:
« حقیقت قضیه این است كه فردوسی یك حكیم است؛ تعارف كه نكردیم به فردوسی، حكیم گفتیم. الان چند صد سال است كه دارند به فردوسی، حكیم میگویند. حكمت فردوسی چیست؟ حكمت الهی اسلامی.
شما خیال نكنید كه در حكمت فردوسی، یك ذره حكمت زردشتی وجود دارد. فردوسی آن وقتی كه از اسفندیار تعریف میكند، روی دینداری او تكیه میكند. میدانید كه اسفندیار یك فرد متعصبِ مذهبی مبلّغ دین بوده كه سعی كرده پاكدینی را در همه جای ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزباللهیهای امروز خودمان است؛ آدم خیلی شجاع و نترس و دینی بوده است؛ حاضر بوده است برای حفظ اصولی كه به آن معتقد بوده و رعایت میكرده، خطر بكند و از هفتخان بگذرد و حتّی با رستم دست و پنجه نرم كند. وقتی شما شاهنامه را مطالعه میكنید، میبینید كه فردوسی روی این جنبهی دینداری و طهارت اخلاقی اسفندیار تكیه میكند...
ادامه مطلب
آن صداي نجيب
تقدیم به روح پر فتوح سید مرتضی آوینی

با ظهور انقلاب اسلامي نسل جديدي از جوانان پرشور ظهور يافتند که تا بدان روز کمتر مشابه آن قدم در کره خاکي نهاده بود. نسلي که با دفاع مقدس به اوج پر کشيد و تا مرز کمال و شهادت به پيش رفت. سيد مرتضي آويني نيز از خيل اين وارستگان بود که در مکتب حضرت روح الله خود را شناخت، تا خدا را بشناسد و از آنجا تا قله انسانيت اوج گرفت و آسماني شد.
* * *
. . . حضرت آيت الله خامنه اي در توصيف شاهکار ماندگار شهيد آويني - روايت فتح – چنين مي گويند:
«در مستندسازي، نقش كلام همان كاري كه خود مرحوم شهيد آويني ميكرد خيلي مهم است. هم نوشتار و هم بيان آن نوشتار، بسيار بسيار مهم است. اگر نكته گوييهاي او نبود، خيلي از منظرهها اصلاً معني نداشت. من تا مدّتها كه روايت فتح پخش ميشد، اصلاً شهيد آويني را نميشناختم؛ ولي از مشتريهاي هميشگي روايت فتح بودم. يعني هر شب جمعه، حتماً مينشستم و اين برنامه را نگاه ميكردم. روي من تأثير زيادي ميگذاشت و ميديدم كه اين كلام چقدر اثر دارد. يك وقت همان جوانان آمدند پيش من (به نظرم مال جهاد بودند) من در همان جلسه گفتم: «اين صداي نجيبي كه اينها را بيان ميكند، چيز خيلي جالبي است؛ اين را نگهداريد.» خودش هم قاعدتاً در آن جلسه بود. كسي هم به من نگفت كه «اين آقاست.» اما بعدها خودِ ايشان به من نوشت: «آن كسي كه اينها را تهيه ميكند، من هستم.» كسي كه ميخواهد چنين برنامههايي بسازد، بايد آن نجابت و معصوميت و استحكام و اطمينان به سخن را داشته باشد. . .
ادامه مطلب




