تبليغاتX
بیم موج

 
آزادی در انديشه ليبراليسم

این مقاله محصول تحقیقی است که یکسال پیش در درس افکار سیاسی

غرب در قرن ۱۹ و ۲۰ در درس استاد محترم خانم دکتر پاک نیا ارائه کردم.

هرکجا هستند برایشان آرزوی توفیق دارم.

 

مقدمه

 آزادی ، يکي از محوری ترين مباني ليبراليسم است. هر چند اين مفهوم در غرب ، از حيطه اقتصاد آغازيدن کرد و بر عدم دخالت دولت در حريم بخش خصوصي تاکيد داشت اما به تدريج رنگ سياسي و اجتماعي بارزتري پيدا کرد و با ظهور فلاسفه مدافع اين اصل ، پشتوانه هاي فلسفي نيز براي آن پيدا شد و سرانجام کار به جايي رسيد که کلمه «آزادي» تقدس يافت، آن هم به وسيله کساني که بيش از همه و پيش از هر چيز ، با امور مقدس مخالف بودند و تقدس زدايي از هر امر قدسي را رسالت خويش مي‌پنداشتند...

.

.

.

 

به طور خلاصه درباره آزادي از نگاه ليبراليسم نکات زير قابل توجه است:

1- آزادي يگانه پايه و اساس انسانيت است. آدمي وقتي به معناي واقعي انسان است که مي‌تواند برگزيند.

2- آزادي هر چه بيشتر بدست آيد به همان اندازه انسان بيشتر سعادتمند است.

3- هرکس سود و زيان خود را مي‌تواند تشخيص دهد و از ميان گزينه‌ها, گزينه مورد علاقه را برگزيند.

4- آنچه در آزادي مهم است نفس گزينش است نه کيفيت آن. خوبي و بدي انتخاب من مهم نيست, آنچه اهميت دارد اين است که من مي‌توانم تصميم بگيرم و انتخاب کنم.

5- در اين ميان نقش محوري و کليدي را "اراده" آدمي برعهده دارد. "خودبنيادي اراده" انسان جوهر و کليد مفهوم آزادي است.

6- اين خودبنيادي و اين "اراده خودبنياد" حاصل نمي‌گردد مگر با آزاد شدن از اراده اغيار(ديگران, جامعه, حکومت، طبيعت, سنت, مقدسات و ...)

7- کشف حقيقت با تلاقي انديشه‌ها بدست مي‌آيد و لازمه اين تلاقي و تعامل آزادي است.

8- ابتکار و خلاقيت که زادگاه علم و دانش و کشف و اختراع است و آن زاينده "تمدن", جز در رحم آزادي زاده نخواهد شد.

9- شرافت آدمي نيز جزء در شرايط آزاد و در گرو انتخاب و اختيار آدمي معنا نمي يابد و پيش فرض فعل اخلاقي حق انتخاب و اختيار است.

10- خردورزي و عقلانيت نيز جز با آزادي محقق نمي‌شود و آزادي نيز جز به خردورزي دوام نمي‌آورد (نفي آزادي به نفي خرد ختم مي‌شود و نفي خردورزي به نفي آزادي)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در یکشنبه 1386/09/25 ساعت 10:5 | لینک ثابت |

 

نقش مردم در حكومت اسلامي

 

از جمله مباحث مهم در مقوله حكومت ديني، نقش مردم در حكومت اسلامي است. تبيين دقيق اين موضوع و تعيين شايسته جايگاه مردم در حكومت اسلامي، در عصر تبليغ ايدئولوژيهاي مردم‏سالار و طرح حاكميت بلامنازع نظامهاي به اصطلاح دموكراتيك در جهان، وظيفه خطير انديشمندان اسلامي است.

سؤال اساسي در اين زمينه اين است كه چه رابطه‏اي بين خواست و نظر مردم و حاكميت وجود دارد؟ آيا آراي مردم در مشروعيت بخشيدن به نظام دخيل است؟ آيا بدون خواست و اراده ملت مي‏توان حكومت اسلامي تشكيل داد؟... و سؤالات ديگر كه با توجه به تشكيل اولين حكومت اسلامي در عصر جديد - كه همانا نظام جمهوري اسلامي باشد - بيش از پيش مطرح گرديده است...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در چهارشنبه 1385/11/18 ساعت 0:24 | لینک ثابت |

 

چهار گام مقدماتی در اثبات حکومت اسلامی

 

اولا: هدف از آفرينش انسان را حركت در مسير تكامل و رسيدن به كمال نهايي دانسته‏اند، كمالي كه جز از مجراي اختيار و انتخاب بدست نمي‏آيد. انسان براي اين آفريده شده كه با عبادت و اطاعت خداي متعال، شايستگي دريافت نعماتي را بيابد كه ويژه انسانهاي كامل است و اراده حكيمانه الهي به كمال و سعادت انسان، تعلق گرفته است. فطرت بشر؛ فطرت خداجويانه است، از اين رو سعادتش، كمالش، خير و صلاح و فلاحش در معرفت خدا و پرستش و پيمودن مسير قرب اوست...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی سعیدی در شنبه 1385/11/14 ساعت 20:31 | لینک ثابت |
 
business article