تبليغاتX
بیم موج - حدیث پیمانه - ناشناس چون گذشته

 

ناشناس چون گذشته

 

به بهانه اول خرداد 1362 سالروز عروج مسیح کردستان  شهید محمد بروجردی

در اتاقي كه جلسه شوراي انقلاب برگزار مي شد، آيت الله مطهري ، آيت الله بهشتي و آيت الله مفتح كنار يكديگر نشسته بودند. آيت الله طالقاني و مهندس بازرگان و نيز اعضاي كادر مركزي سازمان مجاهدين هم حضور داشتند. مهدي ابريشم چي و موسي خياباني كه تازه از زندان آزاد شده بودند، كنار رجوي نشسته بودند، البته دكتر باهنر نيز حضور داشت.

آيت الله مطهري ابتدا آيه‌اي خواند و سپس موضوع اصلي بحث را مطرح كرد. از صحبت هاي او مشخص بود كه امام به شوراي انقلاب مأموريت داده تا با توجه به شرايط داخلي در مورد حفاظت تصميم گيري نمايند و آن روز قرار بود تكليف اين مسأله روشن شود.

آيت الله مطهري نگاهي به جمع انداخت و گفت :  ما دو طرح پيشنهاد داريم، هر دو مطرح و تصميم نهايي گرفته خواهد شد. سپس رو به مسعود كرد و گفت: ما آماده هستيم طرح شما را بشنويم.

رجوي كه منتظر بود، گفت: ما ضمانت كتبي مي‌دهيم كه هيچ اتفاقي براي امام نيفتد.كليه نيروهايمان را به كار خواهيم گرفت.

سپس اشاره‌اي به موسي خياباني كرد و گفت:  آقاي خياباني مسئول شاخه نظامي ماست، ايشان توضيح خواهند داد.

موسي خياباني هم شروع كرد:  اگر شما به ما اسلحه بدهيد، ما 150 نفر را مسلح خواهيم كرد و كليه مسيرهاي حركت را پوشش خواهيم داد، هيچ كس حق دخالت در تصميمات نظامي ما را نخواهد داشت. فرودگاه را كاملا در اختيار مي‌گيريم. از پاي پلكان هواپيما، آيت الله خميني را تحول خواهيم گرفت و تا پايان مراسم ايشان را همراهي خواهيم كرد.

آيت الله مطهري نگاهي به مسعود رجوي انداخت و گفت:  شرايط ديگري هم داريد؟

رجوي گفت: از ابتدا تا انتهاي مراسم غير از خودم هيچ كس همراه آيت الله خميني نخواهد بود. در مسير حركتمان، مكان هايي را براي استقرار اعضاي سازمان انتخاب كرده ايم كه پرچم و آرم سازمان مجاهدين و عكس شهداي سازمان را نصب خواهند كرد.

آيت الله مطهري نگاهي به آيت الله بهشتي انداخت و گفت:  شما طرح دوم را بخوانيد.

آيت الله بهشتي كاغذي را كه از ميرزا گرفته بود، از جيب بيرون آورد و گفت:  شما حتماً نام گروه توحيدي صف را شنيده ايد. آنها طي دو سال گذشته فعاليت زيادي داشته اند؛ از جمله ترور مستشاران آمريكايي. آنها در سطح وسيعي آموزش نظامي ديده اند و در عمليات زيادي شركت كرده اند. 

و سپس نقشه اي را جلو خود گذاشت و گفت: آنها روي جزئيات اين طرح هم كار كرده اند، حتي نحوه نشستن هواپيما را، كه در صورت پياده شدن امام كسي نتواند از برج مراقبت تيراندازي كند. آنها ده دستگاه اتومبيل ضدگلوله پيش‌بيني كرده‌اند و علاوه بر آن آمادگي دارند در صورت لزوم چهار هزار نفر را مسلح كنند. تهيه اسلحه هم به عهده خودشان است. ما نمي‌دانيم از كجا تأمين مي‌كنند، اما من به رهبر آنها كاملا اطمينان دارم. جوان ناشناخته‌اي است، اما بارها صلاحيت خود را ثابت كرده است.

آيت الله طالقاني پرسيد:  پيشنهاد آنها چيست؟

آنها برخلاف سازمان مجاهدين فقط يك شرط دارند.  هيچ كس متوجه نشود كه ما افتخار اين مسئوليت را به عهده گرفته ايم؛ مي‌خواهيم چون گذشته ناشناخته باشيم! ترس آن را داريم كه تمام زحمات ما نزد خدا بي اثر شود. ما قصد نداريم سهمي براي خود قائل شويم.

آيت الله طالقاني برخاست و گفت:  من مي خواهم اينها را از نزديك ببينم .

پشت در منتظرند.

آيت الله بهشتي همراه آيت الله طالقاني از اتاق خارج شدند.

شهيد محمد بروجردي و مصطفي تحيري در سالن قدم مي زدند. چشمشان كه به آن دو نفر افتاد، ايستادند.

آيت الله طالقاني نگاهي به آنها انداخت؛ دو چهره كاملا متفاوت. يكي به چريكي مي‌مانست كه تجربه زيادي دارد و ديگري جواني كه چهره اش هر چشمي را مجذوب مي كند.

آيت الله بهشتي در گوش آيت الله طالقاني از سوابق مصطفي و تيزبيني ميرزا گفت.

آيت الله طالقاني شتابزده به اتاق برگشت ...

 

نوشته شده توسط مهدی سعیدی در سه شنبه 1387/02/31 ساعت 12:11 | لینک ثابت |
 
business article